دانلود پایان نامه درمورد تضاد و تقابل، اوقات فراغت، نظام احسن

ی دانسته‌اند”(ساروخانی، 1370، ص 844).
بروس‌کوئن(1369) در کتاب مبانی جامعه‌شناسی می‌نویسد: “ارزش‌ها احساسات ریشه‌دار و عمیقی هستندکه اعضای جامعه در آن شریکند، این ارزش‌ها اعمال و رفتار جامعه را تعیین می‌کنند. هر جامعه‌ای برای زندگی خانوادگی، حفظ موازین دینی، رعایت حقوق والدین، حفظ ادب و احترام به بزرگترها، ارزش بسیاری قائل است، گرچه از این ارزش‌ها تعبیر و تفسیرهای متفاوتی می‌شود و به صورت وسیع و عمیقی در هر جامعه‌ای رواج دارد”(ص 61).
بعضی از ارزش‌ها از مرزهای ملی فراتر رفته و جوامع گوناگون را در بر می‌گیرد. بطوری که با وجود تنوع فرهنگی در جهان، می‌توان از ارزش‌های جهان شمول سخن گفت: ارزش‌هایی نظیر یکتاپرستی، صداقت، سخاوت، ارزش حیات انسانی، برابری انسان‌ها با نژادهای مختلف، نوع دوستی وکمک به هم نوع، صلح، عدالت، محبت، اعتماد، صداقت، آزادی و… در همه‌ی فرهنگ‌ها کم و بیش پذیرفته شده‌اند.
ضد ارزش3
هرآنچه از نظر اخلاقی و دینی ناپسندیده قلمداد شود، ضد ارزش است. “نیک گهر” که به طبقه‌بندی ارزش‌های اجتماعی می‌پردازد، ضد ارزش یا ارزش‌های نکوهیده را در قطب مخالف ارزش‌های مثبت قرار می‌دهد. از نظر او “ضد ارزش‌ها، ارزش‌هایی هستند که کارکرد اجتماعی ندارند و یا از نظر اجتماعی، غیر اخلاقی تلقی می‌شوند”(نیک گهر، 1371، ص 289).
اخلاق
“اخلاق بنا به تعریف عبارتست از مجموعه‌ی ملکات نفسانی و صفات و خصائص روحی” (سادات، 1365، ص 22).
اخلاق جمع خُلق است. علمای اخلاق مانند مرحوم ملامهدی نراقی می‌گوید: “خُلق [که در فارسی خوی نامیده می‌شود] یک حالت نفسانی ثابت است که موجب می‌شود کارهای مناسب با آن حالت، بدون نیاز به فکر و دقت، به آسانی از انسان سر بزند”(جامع‌السعادات، ج1، ص 46).
در این تحقیق رفتار به معنی وسیع الفاظ و کلمات گفته شده، اشارات و کنایات به کار رفته، حرکات، افعال و… را شامل می‌شود و ارزش‌ها تعیین کننده رفتارهای خوب و بد محسوب می‌شوند و فرد بر حسب ارزش‌های خود دست به انتخاب می‌زند.
علمای اخلاق خُلقیات و صفات روحی و نفسانی انسان را بر دو نوع تقسیم کرده‌اند:
1- فطری و طبیعی
2- اکتسابی و اختیاری
مهدوی‌کنی(1372) می‌گوید: “صفات فطری، غرایز، احساسات و استعدادهایی است که در طبیعت انسان نهاده شده است، و اختیار و عمل در تحصیل آنها هیچگونه دخالتی ندارند، مانند حس خداجویی، عرفان، کنجکاوی، حق‌طلبی، حب‌کمال، نیروی عقل و امثال آن از حالات روحی انسان، این‌گونه قوا و صفات در حقیقت فصل ممیز انسان از سایر حیوانات و جانداران در مرحله ذات و طبیعت اوست که در نظام احسن آفرینش به وی اعطا شده است. در مقابل صفات اکتسابی آنگونه صفاتی را گویند که در مقام عمل و اختیار به تدریج برای انسان حاصل می‌شود… چنانچه ازاستعدادها و صفات خدادادی به خوبی بهره‌برداری نشود، صفات اکتسابی بد خواهد شد. در این مرحله صفات و ملکات خوب را فضایل و مکارم اخلاق و صفات و ملکات بد را رذایل اخلاق نامند. اگر رفتار و کردار انسان متأثر از ملکات فاضله باشد، آن را محاسن اخلاق و آداب می‌نامند و چنانچه از ملکات رذیله ناشی شده باشد، آن را سئیات و مَساوی اخلاق می‌نامند”(ص80).
رسانه‌ی دینی
“دربررسی ویژگی‌های رسانه‌ی دینی دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد، یک دیدگاه، دید نقادانه به رسانه‌ی دینی است چنانکه “پستمن” به تأثیرات غیر مثبت این گونه رسانه‌ها اشاره می‌نماید. کتاب نابودی کودکی (1982) او نمونه عینی نقد رسانه‌ای اوست که سعی دارد با طرح این موضوع که تلویزیون، آگاهی کودکان و بزرگان را از بین می‌برد، برنامه‌های آن را تحلیل می‌کند و به عقیده‌ی او تلویزیون نمی‌تواند حالات معنوی و تجربیات دینی را فراهم آورد”(عباسی، 1382، ص 79).این دیدگاه معتقد است که کارکرد تلویزیون فقط برای سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت است.
دیدگاه دوم درباره رسانه، دیدگاه ابزار انگارانه است بدین معنی که: “رسانه، ابزاری بی‌طرف و خنثی است که بهتر است از آن برای مقاصد خیرخواهانه دینی نیز استفاده نمود. این نوع تلقی سنتی از رسانه، ریشه در اندیشه‌های ارسطو دارد. ارسطو فناوری را وسیله‌ای برای نظم و سامان دادن مـی‌داند که انسـان می‌تواند از طریق آن به هدف خود نائل گردد”(الوندی،1387).
امّا دیدگاه سوم بیان رساتری در مورد رسانه‌ی دینی ارائه می‌دهد.این گروه معتقدند که بین دین ورسانه هیچ تضاد و تقابلی وجود نـدارد و رسانـه‌هایی متولد شده‌اندکه اساساً رویـکرد دینی دارند.در
ارتباط با این موضوع “آشنا”(1387) می‌گوید: “به نظر می‌رسد حقیقت این است که دین و رسانه نه تنها با هم تقابل ندارند بلکه عرصه و حیطه‌های مشترک زیادی دارند، چه از دین شروع کنیم و به طرف رسانه برویم و چه از رسانه به سمت دین برویم. برخی معتقدند اصلاً دین مادر رسانه است… این درست نیست که فناوری رسانه‌ای، ذاتی دارد که با دین در تقابل است. اگرچه رسانه به عنوان فناوری یا نهادی تلقی شود که در غرب رشد کرده، اصالتاً رویکرد تجاری دارد، اما اگر وضع موجود را بررسی کنیم، رسانه‌هایی را می‌بینیم که اساساً دینی متولد شده‌اند، ‌دینی تحول پیدا کرده‌اند و دینی مورد استفاده عموم قرار می‌گیرند. برای مثال، رادیو و تلویزیون واتیکان از همان ابتدا با چارچوب دینی متولد شده‌اند و کارکرد دینی خودشان را دارند البته رسانه‌هایی هم هستند که دین‌ بخشی از آنها را تشکیل می‌دهد مانند رسانه‌های تجاری که در تمام دنیا روزهای یکشنبه بخشی از برنامه خود را به حوزه مذهب اختصاص می‌دهند. اینها هم دو دسته هستند، یک دسته از آنها از کلیسا پول می‌گیرند و زمان خاصی را برای پخش برنامه‌های دینی در نظر می‌گیرند و دسته دیگر با توجه به علاقه خود، بخشی را به این موضـوع اختصـاص می‌دهند”.
درادامه آشنا(1386) به ویژگی‌های رسانه‌ی دینی اشاره کرده و می‌گوید: “تفاوت اصلی رسانه‌ی دینی با دیگر رسانه‌ها، در این است که:
1- با هدف‌گذاری و هنجاری‌های حاکم بر رسانه تعریف می‌شود.
2- به طور مشخص و تخصصی به مسائل دینی می‌پردازد.
3- خودش را در مقابل خداوند مسئول می‌داند، نه در مقابل آگهی‌دهندگان، مشتریان یا دولت.
4- حتی برای جذب مخاطب هم در جهت رضایت خداوند عمل می‌کند.
بنابراین مهمترین ویژگی یک رسانه دینی این است که گردانندگان این رسانه بالذات خودشان را در مقابل خداوند مسئول می‌بینند و رساندن پیام‌های او را به عنوان یک پیامبر و پیام‌آور وظیفه‌ی خود می‌دانند. [نکته دیگر اینکه] رسانه‌های اسلامی، علاوه بر کارکردهای عمومی که تمامی رسانه‌ها دارند، از کارکردهای ویژه‌ای نیز برخوردارند، درجامعه اسلامی، رسانه می‌تواند بهترین ابزار برای امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر باشد، با استفاده از قابلیت‌های خود می‌تواند معروف را بسازد، به تصویر بکشد، معروف کند و حتی امر به آن را نیز انجام دهد، یعنی هر دو نقش ساخته شدن و مشهورشدن و همچنین نقش اعمال کنترل غیررسمی را در کنار هم ایفا کند”.
مولانا(1378) نیز به چگونگی انتخاب محتوای برنامه‌های رسانه‌ی دینی اشاره کرده و می‌گوید: “دراین رسانه‌ها، نظارت قهریه از طریق انتخاب دقیق برنامه‌ها از سوی سردبیر و تهیه‌کننده و به منظور حصول اطمینان از عدم تناقض محتوای برنامه‌ها بانمادهای شرعی، اخلاقی و سنت اسلامی اعمال می‌شود”(صص157-156).
ازاین دیدگاه “رسانه‌ها نه تنها باید از انتشار آنچه برای جامعه زیان‌آور است اجتناب کنند؛ بلکه باید از نشر و پخش آنچه مفید نیست هم خودداری کنند”(اسماعیلی،1382،ص159).
وبالاخره اینکه تمام این مطلب می‌تواند در این سخن از شهید آوینی خلاصه شود که: “در هنگام استفاده از رسانه‌ها و سایر ابزار تکنولوژیک باز هم خواه‌ناخواه با این حقیقت روبرو می‌شویم که اگر یک معرفت عمیق حکیمانه نسبت به ماهیت این ابزار، چراغ راه کاربرد آنها نباشد، بلاتردید از عهده‌‌‌‌‌‌‌ی استخدام این وسایل برای صورت‌ها و معانی و پیام‌های منشأ گرفته از تفکر مستقل خویش بر نخواهیم آمد”(آخوندی،1386).
1-2- تحقیقات پیشین
1ـ. “ارزش‌های اسلامی در دو سریال ایرانی تحلیل محتوای سریال‌های تلویزیونی آپارتمان و همسران”، محمد علی هرمزی‌زاده( 1374) مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه‌ای، سند شماره 186.
هدف این تحقیق بررسی میزان همخوانی دو سریال مذکور با ارزش‌های اسلامی و هم چنین تعیین نوع ارزش‌های ترویج شده در این برنامه‌هاست. روش مورد استفاده در این تحقیق تحلیل محتوای مقوله‌ای بوده و یافته‌های این دو سریال با روش‌های تحلیل نقش و تحلیل کنش مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته است ومنظورازتحلیل نقش، سنجش میزان گرایش مذهبی هریک از شخصیت های محبوب و غیر محبوب سریال است. اگر شخصیت‌های محبوب سریال دارای هویت اسلامی و شخصیت‌های غیر محبوب دارای هویت غیر اسلامی باشند جهت‌گیری سریال مثبت و در غیر این صورت منفی است. در تحلیل کنش، بر نتیجه و عاقبت هر کنش شخصیت(مثبت و یا منفی) توجه شده است. چنانچه کنش ارزشی دارای سرانجام مطلوب و کنش غیر ارزشی دارای عاقبت نامطلوب باشد، جهت‌گیری ارزشی سریال مثبت بوده و درغیر این صورت منفی است.
نتایج حاصل از پژوهش این است که در سریال آپارتمان، از 17 شخصیت اصلی، 8 شخصیت در جهت مقابله با ارزش‌های اسلامی و 9 شخصیت در جهت دفاع از این ارزش‌ها عمل می‌کنند. در سریال همسران نیز فقط مادربزرگ علی است که تا حدی مروج ارزش‌های دینی است و بقیه، مروج ارزش‌های ضد دینی هستند.
2ـ “بررسی ارزش‌های اسلامی در مجموعه تلویزیونی گمگشته”، فوزیه شهاب و زیبا صالحی سده(1383) مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه‌ای، سند شماره 85 .
هدف اصلی پژوهش، تعیین میزان و نوع رفتارهای ارزشی اسلامی و ضد ارزش‌ها با رویکرد اسلامی در مجموعه تلویزیونی ” گمگشته” بوده است که 28 قسمت(کل سریال) کدگذاری و تجزیه و تحلیل شده است. بررسی حاکی از آن است که 72 درصد رفتار ارزشی “ادب و احترام” و بیشترین رفتار ضد ارزشی “بدزبانی و استفاده از واژه‌های نادرست” است.
3ـ “بررسی ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها از دیدگاه اسلام در روابط زن و مرد سریال کوچه اقاقیا” جعفرصفایی(1384)پایان‌نامه ارشد دانشگاه صدا و سیما،استاد راهنما: دکتر سعید سرابی،کد 543.
روش این پایان‌نامه تحلیل محتواست و با هدف تبیین و شناخت میزان به نمایش درآمدن ارزش‌ها و ضدارزش‌ها در رابطه زن و مرد این مجموعه انجام گرفته است.
مهم‌ترین نتایج این تحقیق عبارت است از: 2/94 درصد زنان و مردان ارزش‌هایی نظیر محبت، احترام، صداقت، عفو، گذشت و 9/85 درصد ضد ارزش‌هایی مانند نبودن محبت، بی‌احترامی، نبودن صداقت، نبودن عفو و گذشت، خست طبع و سوءظن را به نمایش گذاشتند.
4ـ “بررسی ارزش‌ها و ضد ارزش‌های اخلاقی از منظر اسلام در روابط زن و مرد در مجموعه‌های طنز پاورچین و نقطه‌چین”، فاطمه پیربداقی(1384)مرکز تحقیقات مطالعات وسنجش برنامه‌ای، سند شماره 287.
این پژوهش با هدف بررسی ارزش‌ها و ضد ارزش‌های اخلاقی از منظر اسلام در روابط زن و مرد در مجموعه‌های طنز “پاورچین” و “نقطه‌چین” انجام شده است. به همین منظور 650 صحنه و 1300 رابطه‌ی بین زن و مرد در 202 قسمت از این دو مجموعه طنز تلویزیونی به روش تحلیل محتوا بررسی شده است. و قصد دارد روشن ‌سازد که چه نوع رفتارهای ضداخلاقی و ضد ارزش‌های اسلامی در این دو سریال به نمایش درآمده است. لذا به روابط نمایشی زن و مرد در دو سریال “پاورچین” و “نقطه‌چین” پرداخته

دیدگاهتان را بنویسید