دانلود پایان نامه درمورد امام صادق، حاصل مصدر

نمی‌شود…”(صص96-102).
توضیح: زمانی که انسان بین دو امر ممنوع یا بین انتخاب “بد” و “بدتر” قرار گیرد، شرع و عقل، به انتخاب “بد” حکم می‌کنند و این به آن معنا نیست که “بد” ، خوب می‌شود؛ بلکه عقلِ انسان، “بد” را همیشه “بد” می‌داند و از این‌رو به انجام آن حکم می‌کند، که چاره‌ی مناسب‌تری جز انجام آن ندارد؛ اما اگر راهی برای گریز از هر دو امر “ناپسند” و “ناپسندتر” یافت شود، شرع و عقل، به پیمودن آن راه، و دوری از “ناپسند” و “ناپسندتر” حکم می‌کنند؛ به همین دلیل، اگرچه دورغ گفتن از دید شرع برای دفع ضرر، جایز است، چنان‌چه راهی وجود داشته باشد که هم دفع ضرر کند و هم انسان را از دروغگویی باز دارد، باید انجام گیرد.
دعا
“دعا در لغت به معنی خواندن جمله‌های مأثور از پیغامبر و امامان در اوقات معین برای طلب آمرزش و برآورده شدن حاجات، نیایش کردن، درخواست حاجت از خدا…”(معین، 1342، ص 1538)است.
دعا یکی از بهترین عبادت‌ها و موجب استکمال نفس و قرب به خداست. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
“اُدْعُونی اَسْتَجِبْ لَکُم
مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم”.52
حضرت امام جعفرصادق(علیه‌السّلام) فرمود:
“عَلَیْکُم بِالدُعاء فَاِنَّکُم لاتَقرَبوُنَ بِمِثْلِه وَ لاتَتْرِکُوا صَغیرَه لِصِغَرِها اَنْ تَدْعُو بِها، اِنَّ صاحَبِ الصِغار هُو صاحِب الْکِبار.
هیچ‌گاه دعا را ترک نکنید زیرا شما عملی را پیدا نمی‌کنید که مانند دعا موجب تقرب باشد. حتی امور کوچک را نیز از خدا بخواهید و به عذر کوچک بودن، دعا را ترک نکنید. زیرا صاحب امور کوچک همان صاحب امور بزرگ می‌باشد”.53
دوزبانی
تهرانی(1384) در تعریف دوزبانی چنین می‌گوید: “وصف متضاد و گوناگون از شخص یا موضوع را نزد دیگران دوزبانی گویند. سخن گفتن درباره دیگری، گاه بدون در نظر گرفتن خوشایند مخاطب و یکسان و یک‌نواخت است، گوینده در این حال، خواه در حضور دیگری و خواه در غیابش، از او وصفی یکسان داشته، به موقعیت و افراد گوناگون، توجّهی ندارد؛ ولی گاه در حضور فرد از او تعریف کرده، او را به خوبی می‌ستاید؛ امّا در غیابش، نزد دیگران او را تحقیر، و نکوهش می‌کند. سخنان او درباره‌ی دیگری، دو حالت ناهمگون داشته و گویی گوینده، دو زبان دارد که با یکی ستایش و با دیگری از فردی واحد نکوهش می‌کند… دو زبانی از جمله آفت‌ها و بیماری‌هایی است که شرع آن را نکوهیده است”(ص50).
امام صادق(علیه‌السّلام) می‌فرماید:
“مَنْ لَقَیَ الْمُسلِمینَ بِوَجْهین وَ لِسانَین جاءَ یَومَ‌القیامه وَ لَهُ لِسانان مِن نارٍ.
کسی که در حضور مسلمانان به گونه‌ای برخورد کند و در غیاب آن‌ها به گونه‌ای دیگر، روز قیامت با دو زبان از آتش محشور می‌گردد”.54
ذکر
“ذکر در لغت هم به معنای اذکار لفظی آمده هم به معنای توجه قلبی و حضور باطنی، و در احادیث هم در هر دو معنا استعمال شده، اما غالباً در توجه قلبی و حضور باطنی استعمال شده است و ذکر کامل حقیقی همین است. [بنابراین] ذکر خدا عبارتست از یک حالت خدابینی روحانی و توجه باطنی به خدای جهان، که خدا را حاضر و ناظر و [ذاکر] خودش را در محضر پروردگار جهان بداند” (امینی، 1367، صص 167-166).
حضرت امام جعفرصادق(علیه‌السّلام) فرمود:
“اَشَدُّالاعمالَ ثَلاثَه: … وَ ذِکرُ الله عَلی کُلّ حالٍ، لَیْسَ سُبحان‌َالله، وَ الْحمدالله وَ لااله الاالله وَ الله اکبَر فَقط، وَ لکّن اِذا وَرَدَ عَلَیکَ شَئی اَمرالله بِه اَخذت بِه وَ اِذا وَرَدَ عَلَیکَ شَئی نُهِیَ عَنْهُ تَرَکْتَه.
دشوارترین اعمال سه چیز است: … سوم: ذکر خدا در تمام احوال، مقصود از ذکر خدا فقط سبحان‌الله، والحمدالله، ولااله‌الاالله و الله‌اکبر نیست بلکه ذکر عبارتست از این که (چنان به یاد خدا باشد که) وقتی کار حرامی پیش آمد از خدا بترسد و آن را ترک کند”.55
ذلّت
“ذلّت به معنی خوار شدن، ذلیل گشتن است” (معین، 1342، ص1610).
“هرصفت فضیلتی در وسط است و دو طرف افراط و تفریط آن مهلک و مذموم است، صفت تواضع حد وسط آن است و طرف افراط آن صفت کبر است… و طرف تفریط آن ذلت و پستی است. خوار و ذلیل کردن خود مذموم و مهلک است زیرا که از برای مؤمن جایز نیست که خود را ذلیل و پست کند”56(نراقی، بی‌تا، 221).
رشوه
رشوه یعنی “دادن مالی به کسی برای انجام دادن مقصود خود و آن‌چه به کسی دهند تا کارسازی ناحق کند”(معین، 1342، ص 1658).
درحدیث معروفی که از رسول خدا(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) نقل شده چنین می‌خوانیم: “لَعَنَ‌الله الراشی وَ الْمُرْتَشی وَ الْماشی بَیْنَهُما؛ خداوند گیرنده و دهنده‌ی رشوه و آن کس را که واسطه میان آن دو است از رحمت خود دور گرداند”(نراقی، بی‌تا،ص326).
ریا
“ریاکار یعنی، آن که در کارها ریا به کار برد، دو رو و منافق”(معین، ج دوم، ص 1701) است.
“ریا در اصطلاح علماء اخلاق عبارت است از: طلب کردن اعتبار و منزلت در نزد مردم به وسیله افعال خیر و پسندیده، یا آثاری که دلالت بر صفت نیک کند. و مراد از آثار داله بر خیر، افعالی است که خود آن فعل، خیر نباشد و لیکن از آن، پی به امور خیر توان برد: مثل اظهار ضعف و بی‌حالی به جهت فهمانیدن کم خوراکی و روزه بودن یا بیداری شب”(نراقی، بی‌تا، 456).
مصباح یزدی(1387) می‌گوید:”براساس فلسف? اخلاق اسلامی، ارزش عملی که در آن نیّت خدایی وجود نداشته باشد، در حد صفر است و اگر چنانچه عبادت واجبی با انگیز? خود نمایی انجام شود، ارزش آن زیر صفر است؛ زیرا علاوه بر این که، اصل عبادت باطل است، عذاب اخروی هم به دنبال دارد”.
سپاس
“سپاس به معنی حمد، ستایش، شکر نعمت”(معین، ج دوم، ص 1822) است.
“تنها سپاس‌گزاری از خداوند در برابر نعمت‌های او کافی نیست، بلکه باید از کسانی که وسیله‌ی آن موهبت بوده‌اند نیز تشکر و سپاس‌گزاری نمود و حق زحمات آن‌ها را از این طریق ادا کرد، وآن‌ها را از این راه به خدمات بیشتر تشویق نمود، در حدیثی از امام علی‌بن‌الحسین(علیه‌السّلام) می‌خوانیم که فرمود: روز قیامت که می‌شود خداوند به بعضی از بندگانش می‌فرماید: آیا فلان شخص را شکرگزاری کردی؟ عرض می‌کند: پروردگارا من تو را به جا آوردم، می‌فرماید: چون شکر او را به جا نیاوردی شکر مرا هم ادا نکردی! سپس امام فرمود: اشْکرکُم‌لله اشْکرکم لِلنّاس؛ شکرگزارترین شما برای خدا آن‌ها هستند که از همه بیشتر شکر مردم را به جا می‌آورند”57(مکارم شیرازی، 1384، ص 475).
سخن‌چینی
سخن‌چینی “حاصل مصدر سخن‌چین و سخن‌چین یعنی آن که سخن کسی را به دیگری گوید و موجب اختلاف آنان گردد، کسی که راز شخصی را افشا کند، نمام، خبرکش”(معین،1342،ص1843).
“سخن‌چینی بیان سخنان گفته شده درباره‌ی کسی، به خود او است به این معنا که به وی بگویند: فلان شخص درباره‌ی تو چنین می‌گفت، و سخن‌چین به کسی می‌گویند که سخن فردی را به کسی که مطلب درباره‌ی او گفته شده برساند… سخن‌چینی در آیات و روایات به شدت نکوهیده، و در مقایسه با دیگر رفتار ناپسند، از زشت‌ترین آن‌ها شمرده شده است”(تهرانی، 1384، ص302).
خداوند متعال در قرآن مجید می‌فرماید:
“وَیْلٌ لِکلّ هُمَزَه لُمَزَه
وای بر هر عیب‌جوی سخن‌چین”.58
سرزنش
از حضرت پیغمبر(صلّى‌الله علیه‌و‌آله) مروّى است که فرمودند: “هرکه سرزنش کند مؤمنى را به چیزى ، نمیرد تا خود به آن مبتلا گردد”.59
سرزنش ممکن است آثار و پیامدهای منفی، در مخاطب پدید آورد، و او را در رفتار زشت و ناپسند، بیشتر فرو برد، بدیهی است، در این صورت، اصلاح رفتار این افراد، سخت تر و دشوارتر می‌گردد.
شب‌زنده‌داری
“شب‌زنده‌داری به معنی بیدار بودن در شب”(معین، 1342، ص2018) است.
“در دل شب و به هنگام سحر و فرو نشستن غوغای زندگی مادی، و آرامش روح و جسم انسان در پرتو مقداری خواب، حالت توجه و نشاط خاصی به انسان دست می‌دهد که بی‌نظیر است. به همین دلیل دوستان خدا همیشه از عبادت‌های آخر شب، برای تصفیه روح و حیات قلب و تقویت اراده و تکمیل اخلاص، نیرو می‌گرفته‌اند”(مکارم شیرازی، 1384، ص 103).
امیرمؤمنان علی‌(علیه‌السّلام) می‌فرماید:
“قیامَ‌اللَّیلِ مُصِحَه لِلبَدن وَ مَرضاه لِلرَّب عَزَّوَجَلَّ وَ تَعرِض لِلرَحْمَه وَ تُمْسِکُ بِاَخْلاقِ النَبیین؛ قیام شب موجب صحت جسم وخشنودی پروردگار و در معرض رحمت او قرار گرفتن و تمسّک به اخلاق پیامبران است”.1
شجاعت
“در لغت به معنی قوت قلب داشتن به هنگام سختی است. شجاعت از بزرگ‌ترین کمالات نفسانی است، این حالت حد تعادل قوه‌ی غضبیه می‌باشد و حد افراط آن را تهور و بی‌باکی گویند و حد تفریط آن همان جبن و ترسویی است و آن روی گردانیدن و ترس از چیزهایی است که نباید از آن‌ها ترسید”(خادم‌الذاکرین، 1382، ص 341).
شکایت
شکایت در لغت به معنی “گله‌کردن، از کسی پیش کسی گله کردن، درد دل کردن، شرح دردو رنج خود به کسی بردن، نالیدن از کسی یا چیزی، زاریدن، مقابل تشکر و سپاسگزاری،… مقابل آزادی، مقابل شکر”(دهخدا، 1334، ص12663) است.
تهرانی(1384) در تعریف شکایت می‌گوید: “شکایت در علم اخلاق به معنی اظهار ناراحتی و ناخشنودی از پیش آمدن امور ناخوشایند، با زبان اعتراض است. پیدایش اموری که با طبع آدمی ناسازگار است، او را ناخشنود و آسایش و راحتی را از او سلب می‌کند.]سپس در ادامه ،اقسام شکایت را چنین بر می‌شمرد[: الف- شکایت نکوهیده: شکایت از خدا، نکوهیده‌ترین شکایت‌ها است، زیرا از ضعف‌ ایمان به عدل و حکمت خدا حکایت می‌کند. کسی که به عدالت الاهی، حکمت و علم بی‌کاستی او ایمان دارد، نباید به خداوند درباره‌ی آن چه پیش می‌آورد، اعتراض کند؛ زیرا هر آن چه خدا برای فرد بخواهد، از حکمت او سرچشمه گرفته و مطابق عدل است. عرضه داشتن شکایت به کسی که با انسان هم‌عقیده نیست، نکوهیده بوده، مورد نهی قرار گرفته است… البته شکایت بردن به پیشگاه مؤمن در امور مادی و دنیایی اگرچه مجاز و بی‌اشکال است، آن هم باید کم باشد. اما عرض شکایت بر کسی که از دستش کمکی بر نمی‌آید، بیهوده و در برخی موارد ممنوع است. بالاتر و بهتر از همه آن است که آدمی شکایتش را فقط بر خدا عرض دارد که گشایش به دست اوست. خداوند متعالی در قرآن کریم از پیامبر خود، یعقوب(علیه‌السّلام) چنین حکایت می‌کند که او به فرزندانش فرمود:قالَ اِنَّما اَشکُوا بثّی وَ حُزْنی اِلیَ اللهِ وَ اَعلَمُ مِنَ اللهِ مالا تَعْلَمُونَ؛ گفت من اندوهم را فقط به خدا می‌گویم [و شکایت نزد او می‌برم] و از خدا چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید(یوسف: آیه 86). ب- شکایت ستوده: عرض شکایت به پیشگاه خداوند، از کاستی امور معنوی و فضیلت‌های انسانی درخود یا جامعه، از بهترین اقسام شکایت است که در اذکار و ادعیه، به روشنی، مشاهده می‌شود. امیرمؤمنان عـلی(علیه‌السّلام) در قسمت آخر دعای صباح فرمود: اِلهی قَلبی مَحجُوبٌ وَ نَفسی مَعیُوبٌ وَ عَقلی مَغلُوبٌ وَ هَوائی غاِلبٌ وَ طاعَتی قَلیلَه وَ مَعِصیتیَ کَثیره، فَکَیفَ حیلَتی… خدای من! قلبم در حجاب است و نفسم عیب‌ناک، و عقلم شکست خورده و هوایم چیره، و فرمان‌برداری‌ام کم وگناهم بسیار، پس چاره‌ی من چیست؟60…”.
شماتت
“شماتت در لغت به معنی شاد شدن به غم دشمن، سرزنش کردن و دشمن‌کامی”(معین، 1342، ص2073) است.
“شماتت نزد دانشمندان اخلاق، اظهار شادمانی از مصیبت دیگران است. وقتی شخصی دریابد که بر برادر دینی‌اش، مصیبتی وارد شده است، اگر اظهار خوشحالی و سرور کرده، به سرکوفت بلا دیده بپردازد، گرفتار بیماری شماتت شده

دیدگاهتان را بنویسید