دانلود پایان نامه درمورد امام صادق، امر به معروف

است”(تهرانی، 1384، ص 254).
پیامبراکرم(صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌فرماید:
“برادرخویش را شماتت نکن؛ [چرا که] خداوند به او رحم می‌کند و تو را مبتلا می‌سازد”.61
حضرت امام جعفرصادق(علیه‌السّلام) نیز می‌فرماید:
“مَنْ شَمَتَ بَمُصیبَه نَزَلَت بِاَخیه، لَمْ یَخْرُج مِنَ الْدُنیا حَتّی یُفْتَنُ.
کسی که برادر خویش را برای بلایی که بر او وارد شده شماتت کند، از دنیا خارج نمی‌شود تا گرفتار آن بلا شود”.62
صبر
صبر در لغت به معنی “شکیبیدن، بردباری کردن، صبر جمیل: شکیبایی نیکو و تام، ترک شکایت از بلایا و شداید انتظار فرج از خدا”(معین، 1342، ص2129) است.
“صبر عبارتست از ثبات نفس و اطمینان آن و مضطرب نگشتن آن در بلایا و مصائب و مقاومت کردن با حوادث و شداید، به نحوی که سینه او تنگ نشود و خاطر او پریشان نگردد و گشادگی و طمانینه که پیش از حدوث آن واقعه است زوال ‌‌نپذیرد، پس زبان خود را از شکایت نگاهدارد و اعضای خود را از حرکات ناهنجار محافظت کند”(نراقی، بی‌تا، ص 621).
امام صادق(علیه‌السّلام) فرمود:
“هرکه مهیا نساخت صبر را از برای حوادث روزگار، عاجز و پریشان گردد”.63
“صبر از مهم‌ترین ارکان ایمان است، امیرمؤمنان علی)‌علیه‌السّلام) موقعیت صبر را در برابر ایمان، همانند موقعیت سر، نسبت به بدن می‌دانند از این‌رو، علمای اخلاق صبر را به سه دسته تقسیم می‌کنند:
1- صبر بر اطاعت، یعنی شکیبایی در برابر مشکلاتی که در راه اطاعت وجود دارد.
2- صبر بر معصیت، یعنی ایستادگی در برابر انگیزه‌های نیرومند و محرک گناه.
3- صبردرمصیبت، یعنی پایداری در برابر حوادث تلخ و ناگوار و عدم برخورد انفعالی و ترک جزع و فزع”(نراقی، بی‌تا، صص 625-623).
امام باقر(علیه‌السّلام) به کسی که از او درباره‌ی “صبرجمیل” پرسید، فرمود:
“ذاکَ صَبْر لَیْسَ فیه شَکوی اِلَی اَحَدٍ مِنَ النّاس
آن [صبر جمیل] صبری است که در آن شکایتی به هیچ‌یک از مردم عرضه نشود”.64
صدقه‌وانفاق
“صدقه در لغت به معنی آن‌چه به حکم شرع به درویش و مسکین دهند در راه خدا، زکات، آن‌چه از پیش خود درویش را دهند”(معین، 1342، ص 2142).
“صدقه دادن و انفاق به معنای بخشیدن مال و مانند آن در راه خیر و به قصد نزدیکی به خداوند است”(علوی، 1388، ص23).
رسول خدا(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) فرمود:
“بر عهده‌ی هر مسلمانی است که در هر روز صدقه دهد، سؤال کردند چه کسی توان این کار را دارد؟ آن حضرت جواب دادند: اگر در مسیر راه آن‌چه موجب اذیت رهگذر باشد بر طرف سازی صدقه است، چنان که نشان دادن راه به رهگذر، عیادت مریض، امر به معروف و نهی از منکر و جواب دادن سلام، همه صدقه می‌باشند”.65
امام صادق(علیه‌السّلام) می‌فرماید:
“مَنْ تَصَدَقَ بِصَدَقَه اِذا اَصْبَحَ دَفَعَ‌الله عَزَّوَجَلَّ عَنْهُ نحس ذلِکَ الْیوم.
هرکس در صبح صدقه‌ای دهد خدای عزّوجلّ شرّ و نحوست آن روز را از وی دفع نماید”.66
صله‌ی‌رحم
“…این از اوصاف جمیله و اعمال فاضله است و ثواب آن بی‌حد و فایده آن بی‌نهایت است” (نراقی، بی‌تا، 392).
حضرت امیرالمؤمنین علی‌(علیه‌السّلام) در خطبه‌ای فرمودند که:
“…عبدالله‌بن‌کوا عرض کرد که: یا امیرالمؤمنین آیا گناهی هست که در فنای آدمی تعجیل کند؟ فرمود بلی، قطع رحم، به درستی که اهل خانواده‌ای با هم اجتماع می‌کنند و دوستی می‌نمایند و مواسات و نیکوئی می‌کنند با یکدیگر، در حالی که ایشان اهل فسق و فجورند ولی به جهت دوستی و نیکویی با هم، خدا روزی ایشان را وسیع می‌نماید. و اهل یک خانواده از هم دوری می‌کنند، و قطع‌رحم می‌نمایند، ایشان را محروم می‌سازد و حال این که از اهل تقوی و پرهیزگاری هستند”.67
ضرب
“ضربه به معنی یک بار زدن، زخم، کوب”(معین، 1342، ص2185) است.
“امّا ضرب که عبارتست از زدن با دست، یا چوب، یا آلتی دیگر، پس بدون جهت شرعیه در حرمت آن شکی نیست”(نراقی، بی‌تا، ص 186).
طلب علم
“مهم‌ترین دعوت انبیاء به سوی علم و دانش بوده است، آنان بیگانگی خود را با جهل در همه‌جا اعلام کرده‌اند، در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام )صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم( می‌خوانیم: لاخَیْرَ فِی‌الْعیش اِلا لرجلَین عالِم مُطاع اَو مُستَمِع واع؛ زندگی جز برای دو کس فایده ندارد:
دانشمندی که نظرات او اجرا گردد، و دانش طلبانی که گوش به سخن دانشمندی دهند”(علوی،1388،ص101).68
طعن(زخم زبان)
“طعن در لغت به معنی نیزه زدن، عیب کسی را گفتن، سرزنش کردن، ملامت کردن، کنایه زدن، عیب‌جویی، عیب‌گویی و ملامت”(معین، 1342، ص227) است.
“عیب گرفتن بر دیگران و رنجاندن آنان با گفتار و سخن را طعن گویند. آن‌گاه که کسی رو در روی دیگری، با سخنان خویش، او را بیازارد و به حریم آبرویش تجاوز کند، به رفتار او، طعن
می‌گویند.طعنه‌زننده با رفتار خویش، همانند مار یا عقربی است که شخص را می‌گزد یا مانند کسی است که بر دیگری زخم می‌زند، از این رو، طعنه را نیش سخن یا زخم زبان نیز می‌گویند.طعنه‌زدن به دیگران و آزردن آنان از سوی شرع، به شدت نکوهش شده است و پیشوایان معصوم (علیهم‌السّلام)، پیروان خویش را از این رفتار زشت باز داشته‌اند”(تهرانی، 1384، ص152).
امام باقر(علیه‌السّلام) می‌فرماید:
اٍ”ِیّاکُم وَالطَّعنَ عَلَی الْمُؤمِنینَ
از طعنه زدن به مؤمنان بپرهیزید”.69
در حدیث دیگری از امام باقر(علیه‌السّلام) نقل شده است:
“هیچ انسانی رویاروی مؤمنی به او طعنه نمی‌زند، جزء این که به بدترین مرگ می‌میرد، (و سزاوار است که به خیر باز نگردد)”70.
طمع
“طمع در لغت یعنی آزمند گردیدن، حریص شدن، امید داشتن، حرص، امیدواری، طمع خام، تمنای امری که ممکن نباشد، هوس بی‌حاصل”(معین، 1342، ص2234) است.
“طمع به معنی توقع داشتن در اموال مردم است… اخبار و آثار وارده در مذمت طمع بی‌حد و نهایت است. در مذمت آن کافی است که هر طامعی ذلیل و خوار و در نظر مردم خفیف و بی‌اعتبار است”(نراقی، بی‌تا، 296).
حضرت رسول اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) فرمود:
“زنهار که گِرد طمع نگردی که آن فقر حاضری است”.71
ظنّ
ظنّ‌وگمان به معنی”گمان بردن، متهم کردن، تهمت نهادن ،گمان وحدس”(معین، 1342، ص2253) است.
الف- ظنّ به مردم
“چیزی که زندگی انسان را از حیوانات جدا می‌کند، و به آن رونق و حرکت و تکامل می‌بخشد، روح تعاون و همکاری دسته‌جمعی است، و این در صورتی امکان‌پذیر است که اعتماد و خوشبینی بر مردم حاکم باشد، در حالی که سوءظن پایه‌های این اعتماد را در هم می‌کوبد، پیوندهای تعاون را از بین می‌برد و روح اجتماعی را تضعیف می‌کند. درسوره‌ی حجرات آیه12آمده است: ای کسانی که ایمان آورده‌اید از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمان‌ها گناه است “یا اَیُّهَا الذّین آمَنوُا اِجْتَنِبوُا کَثیراً مِنَ الظَنّ اِنَّ بَعضَ الظَنّ اِثْم” منظور از”کَثیراً مِنَ الظَنّ”گمانهای بد است که نسبت به گمانهای خوب در میان مردم بیشتر است لذا از آن تعبیر به کثیر شده وگرنه حسن ظنّ و گمان خیر نه تنها ممنوع نیست بلکه مستحسن نیز است”.
ب- ظنّ درباره‌ی خداوند
گمان بد درباره خداوند به قدری خطرناک است که گاه موجب هلاکت و عذاب ابدی انسان
می‌گردد.به عکس حسن ظنّ درباره‌ی خداوند موجب نجات در دنیا و آخرت است.
امام صادق(علیه‌السّلام) فرمود: “اِنَّ الله عِند ظنّ عَبدِه: اِنْ خَیراً فَخَیر، وَ اِنْ شَراً فَشَر، خداوند نزد گمان بنده خویش است اگر گمان نیک ببرد نتیجه‌اش نیک و اگر گمان بد نتیجه‌اش بد است”(مکارم، 1384، صص 137ـ 128).
عصبیت
“در لغت به معنی حمیت و تعصب”(معین، 1342، ص2312) است.
“و آن عبارتست از: سعی نمودن در حمایت خود یا چیزی که به خود نسبت دارد، از: دین و مال و قبیله و عشیره و اهل شهر یا اهل صنعت خود و امثال اینها…”(نراقی، بی‌تا، ص 223).
از حضرت سیدالساجدین (علیه السّلام) وقتی که از او پرسیدند از عصبیت، فرمود:
“…عصبیت آن نیست که کسی قبیله خود را دوست داشته باشد، ولیکن آن است که آدمی اعانت بکند قبیله خود را بر ظلم”.72
علوی(1388) می‌گوید: “تعصب و عصبیـت در اصل از ماده عصب به معنی پی‌هائی است که مفاصل را به هم ارتباط می‌دهد، سپس هرگونه ارتباط و به هم پیوستگی را تعصب و عصبیت نامیده‌اند، امّا معمولاً این لفظ در مفهوم افراطی و مذموم آن به کار می‌رود. دفاع افراطی از قوم و قبیله و نژاد و وطن، سرچشمه‌ی بسیاری از جنگها در طول تاریخ بوده است… و عاملی برای انتقال خرافات و زشتیها به اقوام دیگر شده است.این حالت عصبیت در میان بعضی اقوام صورت حادتری دارد، از جمله گروهی از عرب که به تعصب، معروف و مشهورند و در آیات قرآن می‌خوانیم، تعصب عربی جاهلی تا آن حد بود که اگر قرآن بر غیر عرب نازل می‌شد هرگز به آن ایمان نمی‌آورند”وَلَو نَزَّلناهُ عَلی بَعضِ الاَعجَمینَ فَقَرَاَه عَلَیهِم ماکانوا بِهِ مُؤمِنینَ”.73
عفو
“عفو در لغت به معنی از گناه کسی گذشتن، بخشودن، گذشت کردن”(معین، 1342، ص2319) است.
“قرآن در بیان صفت پرهیزکاران می‌فرماید: 1ـ آنها بر خشم خود مسلطند “وَالْکاظِمینَ الْغَیْظ”. حالت خشم و غضب از خطرناکترین حالات است که اگر رها شود در شکل یک نوع جنون و دیوانگی خودنمایی می‌کند، بسیاری از جنایات و تصمیمهای خطرناکی که انسان یک عمر باید کفاره وجریمه‌ی آن را بپردازد درچنین حالی انجام می‌شود. پیغمبر- اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌)می‌فرماید:مَنْ کَظَمَ غَیْظاً وَهُوَ قادِرٌ عَلَی اِنْفاذِه مَلَأهُ الله اَمْناًوَایماناً.آن کس که خشم خود را فرو ببرد با اینکه قدرت بر اعمال آن دارد خداوند دل او را از آرامش و ایمان پر کند.2ـ آنها ازخطای مردم می‌گذرند” وَالْعافینَ عَنِ النّاس”.فرو بردن خشم بسیار خوب است اما به تنهایی کافی نیست زیرا ممکن است کینه و عداوت را از قلب انسان ریشه کن نکند، در این حال برای پایان دادن به حالت عداوت باید کظم غیظ توأم با عفو و بخشش گردد، البته منظور گذشت و عفو از کسانی است که شایسته آنند نه دشمنان خون‌آشامی که گذشت و عفو باعث جرأت و جسارت بیشتر آنها می‌شود (مکارم شیرازی، 1384، صص 357ـ356).
غضب
“غضب در لغت به معنی خشم گرفتن، خشم، قهر،…”(معین،1342 ،ص2419) است .
“غضب عبارتست از حالت نفسانیه که باعث حرکت روح حیوانی و از داخل به جانب خارج از برای غلبه و انتقام می‌شود و هرگاه شدت نمود حرکت شدیدی می‌شود که از آن حرکت، حرارتی مفرط حاصل، و از آن حرارت، دود تیره‌ای می‌خیزد و دماغ و رگها را “ممتلی”74 می‌سازد و نور عقل را می‌پوشاند…”( نراقی، بی‌تا، ص 171).
از حضرت امام جعفرصادق(علیه السّلام) نقل شده:
“غضب کلید هر بدی و شرّ است”.75
غیبت
“غیبت کردن درلغت به معنی بد گفتن پشت سر کسی،بدگویی کردن از کسی در غیاب وی”(معین، 1342، ص 2457) است.
“غیبت نزد دانشمندان علم اخلاق، متذّکر شدن یا فهماندن عیب و نقص کسی در غیاب او، به دیگران است. به تعبیر دیگر، غیبت آن است که در غیاب کسی به بیان آن چه نقلش مایه ناخشنودی او می‌شود بپردازند”(تهرانی، 1384،ص30).
“از صریح‌ترین آیات در نکوهش غیبت اینست که آن را گناهی کبیره دانسته‌اند، این آیه از سوره‌ی حجرات است: ای کسانی که ایمان آورده‌اید… برخی از شما از دیگری غیبت نکند. آیا هیچ یک از شما دوست دارد گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟”76(علوی،1388،ص35).
غیرت
در لغت به معنی “رشک بردن، حمیت، ناموس‌پرستی و رشک”(معین،1342 ،ص2460) است.

دیدگاهتان را بنویسید