حوزه معنایی

و در کتاب فروق للغات چنین آمده است:
دعا گاهی بدون صوت و سخنی یعنی به اشاره ای که مفهوم را برساند انجام می شود یعنی دعا گاه با نشانه و علامت است و در صورتیکه ندا جز با بلند کردن صدا و خواندن طرف انجام نمی شود(جزایری،99)پس بطور کلی می توان نتیجه گرفت که ندا اخّص از دعا است و به عبارت دیگر ندا در جایی است که خواندن مستلزم صدا و آواز هم می باشد و لکن دعا عام است وقتی در جایی که خواندن به اشاره یا غیر آن صورت بگیرد نیز استعمال می شود بنابراین بین این دو مفهوم یک نسبت عموم و خصوص مطلق وجود دارد یعنی هر ندایی خود دعا است لیکن عکس آن صادق نیست.
2-14-1) سؤال:
از نظر لغت شناسان این واژه از ریشه ی سأل به معنای طلب و خواستن است
راغب می نویسد: « السؤال الحاجه الّتَی تَحرِص النَفس عَلَیها،( ((((( (((( (((((((( (((((((( (((((((((( »(طه/36،المفردات/249).
(سوال خواسته و حاجتی است که انسان برای رسیدن به آن پافشاری می کند،[همانگونه که موسی در اجابت خواسته هایش اصرار داشت و خداوند فرمود: ای موسی خواسته هایت به تو عطا شد]).
و در کتاب التحقیق فی کلمات القرآن چنین آمده:
«أنَّ الاصل الواحِد فی هَذِهِ المّاده ،هُوَ طَلَبُ أمرٍ عَنْ شَخصٍ وَالمَطلوبُ أعم مِنْ أن یکُونِ خَبراً أوْ مالاَ أَوْ عِلماَ أوْ عَطاءاً أوّ شَیئا ًآخر.فإذا کانَ المطلوب خبراً یکونَ بمعنی الاستخبار، وإذا کانَ علماً یکون بِمَعنی الاستعلام و إذْ کانَ عطاءاً یکون بمعنی الإستعطاء»(مصطفوی،5/8 ).
(اصل یگانه در ماده کلمه سؤال یعنی«سأل» در خواست امری از شخصی می باشد و مطلوب اعم از آن است که جز با مال یا علم یا عطا یا چیز دیگری باشد به عبارت دیگر، اختصاص به هیچ یک از این موارد ندارد پس اگر مطلوب، یک خبر باشد به معنای خبر و اگر مورد درخواست ،علم و دانش باشد به معنای طلب علم وآگاهی اگر مطلوب عطایی،باشدبه معنای طلب بخشش و عطا است،سوال به معنی خواسته است(قاموس،3/199) در بسیاری از آیات قرآن سوال به کار رفته است ولی پیداست که مراد از سؤال استخبار نیست که از هر چیز مجهولی سوال شود بلکه بنظر می آید که سوال در این آیات سوالی است که طرف درمقابل وامانده و محکوم شود. و مستحق عقوبت بودنش روشن گردد. بنابراین می توان گفت که سؤال واژه ای که ارتباط ویژه ای میان نیایشگر و پروردگار بیان می کند و سوال و دعا حوزه معنایی واحدی داشته که در برخی آیات به یک معنی به کار رفته است.
1-2-14-1) ارتباط سؤال با دعا:
اگر سؤال و درخواست از خدا باشد همان مفهوم دعا را خواهد داشت و این مسالت از خدا مصداقی از دعا است و می تواند به عنوان دعا هدف نیز مطرح باشد که انسان دعا می کند تا به خواسته اش برسد.
2-2-14-1) تفاوت دعا و سؤال:
بین دعا و سؤال تفاوت نیز وجود دارد و آن این است که دعا به معنای این است که دعا کننده نظر دعا شده را به سوی خود جلب کند و کلمه سؤال به معنای جلب فائده و یا زیادتر کردن آن از ناحیه مسئول است، تا بعد از توجیه نظر او حاجتش برآورده شود پس سؤال از علم،خبر و سؤال از عطاء است خداوند چیزی را که زبان در آن دخالت ندارد سؤال نامیده است(طباطبایی،2/40-42).
نویسنده کتاب الفروق اللغه در فرق دعا و سوال می نویسد:
سؤالات و مسألت مقارن و فروتنی است و به این دلیل گفته اند که سوال از طرف کسی است که مقامش از تو پائین تر باشد ولی امر از شخص بالاتر و طلب از طرف کسی که رتبه اش مساوی طرف مقابل است دعا اگر برای خداوند باشد پس آن مسألتی که باید با خضوع و تضرع باشد و اما اگر برای غیر خدا باشد باید بدون تضرع باشد(العسگری،29).
آنچه که در این ارتباط بدست می آید این است که کلمه سؤال در جایی اطلاق می شود که بنده از خدای خویش چیزی می خواهد اعم از اینکه با واژه سؤال مطرح گردد یا غیر اما دعا هم بر اینگونه خواستنها اطلاق می شود و هم بر غیر طلب و خواستن .بنابراین نسبت بین دعا و سوال به اصطلاح منطقین عموم و خصوص مطلق است.
3-14-1) تضرع:
این واژه از مصدر«ضرع» گرفته شده است ابن فارس می نویسد:اصل کلمه تضرع یعنی«ضرع» بر نرمی و ملایمت در چیزی دلالت می کند(معجم مقایس اللغه،2/65).
«ضَرَع اِلِیه یضرَعُ یعنی خَضَع و ذَلَّ» برای او فروتنی نمود و خوار شد(ابن منظور، 8/221؛ طریحی،8/87).
تضرع از ضراعه و به معنای اظهارضعف و ذلت،نالیدن،زاری کردن،اظهار خواری فروتنی و زاری و التماس است(طباطبایی،7/126؛زوزنی،308).
تضرع به معنای«دعاو نیایش»در بسیاری از آیات قرآن آمده است ازجمله:« (((((((( (((( ((((((((( ((((((((( ((((((((((( (((((((( (((((( ((((((((((( (((((((( (((((( (((((((((((( ((( (((((((( ((((((((((( » (انعام/43).