حداکثرسازی سود

در شکل 1 تصویر سادهای از تئوری هکشراوهلین در اقتصاد فرضی فوق با دو محصول و دو نهاده نشان داده شده است. در این نمودار خط AB نشاندهنده محدودیت نهاده نیروی کار و خط CD نشاندهنده محدودیت سرمایه در تولید محصولات غذایی و صنعتی میباشد. به این ترتیب OAED ناحیه امکانات تولیدی این کشور فرضی را تشکیل میدهد که بر روی شکل به صورت قسمت رنگی نشان داده شده است و با تغییر در میزان موجودی هر یک از این نهادهها ناحیه امکان تولیدی و نسبت تولید کالاها تغییر پیدا میکند. در این اقتصاد حداکثر سود زمانی بدست میآید که با توجه به فراوانی نسبی عوامل و قیمتهای نسبی کالاها، بهترین ترکیب تولید محصولات تعیین گردد که براساس تئوری برنامهریزی ریاضی این ترکیب بهینه منحصربهفرد در یکی از نقاط گوشهای ناحیه امکانات تولیدی شکل خواهد گرفت. نقطه O که در آن هیچ محصولی تولید نمیشود، با توجه به عدم تحرک در برخی از عوامل تولید خیلی بهندرت اتفاق میافتد. اما سه نقطه دیگر مربوط به سه حالتی است که در بالا توضیح داده شد. در حالت اول نقطه E نقطه بهینه خواهد بود و تنها یک ترکیب بهینه از این دو محصول وجود دارد که با توجه به موجودی سرمایه و نیروی کار حداکثر سود اجتماعی را ایجاد می‏کند. در حالت دوم نقطه A یا نقطه D بهعنوان ترکیب بهینه انتخاب خواهند شد که در نقطه A تنها مزیت نسبی در تولید محصولات صنعتی وجود دارد که با توجه به مقدار موجودی سرمایه تنها به میزان K/aKM از این محصول میتواند تولید شود که در آن تولید محصول Qm دارای تسلط تولید با توجه به فراوانی نسبی منابع تولید (از جمله ضرایب فنی تولید) و در نقطه B تنها مزیت نسبی در تولید محصولات غذایی وجود دارد که با توجه به مقدار موجودی نیروی کار تنها به میزان L/aLF از این محصول میتواند تولید شود. حالتی است که در آن به میزان نامحدود ترکیب بهینه وجود دارد که به دلیل برابری شیب تابع هدف و شیب معادله محدودکننده، بسته به نسبت قیمت محصولات، نقاط روی خطوط DE و AE را شامل میشوند.

شکل3-1: ناحیه امکان تولید محصول (ناحیه سایه دار)
بنابراین اگر با توجه به قیمتهای نسبی کالاها و بدون در نظرگرفتن عوامل تعیینکننده مقدار شاخص مزیتنسبی (DRC) و در نتیجه بدون در نظرگرفتن محدودیتهای منابع تولید محدودکننده بخواهیم امکانات تولید اقتصادی را بررسی نماییم، تصمیمگیری در مورد مقدار تولید محصولات و نیز تخصیص بهینه نهادهها ممکن نخواهد بود. به عنوان مثال، با توجه به شکل 1، چنانچه بخواهیم تولید اقتصادی تنها بر مبنای شاخص DRC انجام گیرد، با توجه به ناحیه امکان تولید و در نتیجه محدودیت منابع تولید، تولید محصولات مذکور در نقاط B و C ممکن نیست. بنابراین صرفا با اطلاعات مربوط به شاخص کلاسیک DRC نمیتوان امکانات تولید محصولات را بررسی نمود بلکه تنها از طریق برنامه‏ریزی خطی (و یا غیرخطی) میتوان همزمان با محاسبه DRC، ترکیب بهینه محصولات را تعیین نمود. لذا در این مطالعه به منظور تعیین مزیت نسبی دانههای روغنی در شهرستان ساری، از الگوی برنامه‏ریزی خطی استفاده شده است. با استفاده از روش برنامهریزی خطی و با در نظرگرفتن قیمتهای سایهای عوامل تولید، دامنه تغییرات منابع موجود و میزان فراوانی آنها، میتوان به ترکیب بهینهای از کشت که در آن میزان نسبی نیز در نظر گرفته شده است، دست یافت. شکل عمومی الگوی نظری این مطالعه بهصورت ذیل میباشد:
(3-20)
که در آن Z تابع هدف، Rj، C1j و C2j به ترتیب درآمد سایهای، هزینه سایهای منابع داخلی و هزینه سایهای نهادههای غیرقابل تجارت در هر هکتار برای محصول j ام، Yj عملکرد محصول j ام در هکتار، aij مقدار نهاده i ام مورد نیاز برای هر واحد از j امین محصول، bi مقدار در دسترس منبع یا نهاده i ام، m و n نیز به ترتیب تعداد منابع محدودکننده و تعداد محصولات عمده زراعی هر شهرستان است.
به دلیل تاثیر بسیار زیاد ارزشگذاری نرخ ارز از سوی دولت بر روی سودآوری اجتماعی، هم از لحاظ درآمد سایهای و هم از لحاظ هزینه نهادههای قابل تجارت بر اساس قیمت سایهای، الگوی کشت براساس نرخ ارزهای مختلف برآورد و با هم مقایسه گردید.
همچنین با توجه به اینکه ممکن است در محاسبهی هزینههای بازاری و سایهای خطایی وجو داشته باشد، الگوی بهینه کشت منطقه با تغییر چند درصدی هزینهها مجددا تخمین و اثرات تغییر هزینههای تولید روی الگوی کشت منطقه بررسی شد. همچنین محاسبه الگوی کشت منطقه با تغییرات هزینههای تولید این امکان را فراهم میسازد که بتوان اثرات افزایش قیمت‏ها که باعث افزایش هزینه نهادهها و در نهایت افزایش هزینههای تولید میشود را مورد آنالیز قرار داد.
فصل چهارم
بحث و نتایج

4-1 مقدمه:
در این فصل با توجه به مطالب ارائه شده در فصول قبل و بر اساس روش نمونه گیری، در شهرستان ساری در سال 1387 اقدام به انجام محاسبات تحقیق شد. برای این منظور، ابتدا میزان متوسط نهادههای مصرفی برای تولید یک هکتار از هرکدام از پنج محصول مورد بررسی در شهرستان ساری محاسبه و به صورت جداولی جداگانه ارائه شد. سپس با استفاده از برنامهریزی خطی، الگوی کشت بهینه منطقه بررسی شد. در مرحله بعد قیمتهای سایهای نهادههای مورد استفاده برای تولید محصولات مورد نظر در منطقه محاسبه شده و انواع شاخصهای مزیتنسبی با استفاده از ماتریس تحلیل سیاستی برای آنها برآورد گردید. در مرحلهی آخر با اعمال شاخص مزیتنسبی به عنوان یکی از محدودیتهای موثر بر حداکثرسازی سود در منطقه، الگوی بهینه کشت مجددا بررسی شده و با حالت قبل مقایسه میشود.
4-2 نهادههای مورد نیاز برای تولید یک هکتار از محصولات مورد بررسی:
برای ارزیابی الگوی بهینه کشت منطقه با استفاده از مدل برنامهریزی ریاضی، ابتدا لازم است که متوسط نهادههای مورد نیاز برای تولید هرکدام از محصولات مورد بررسی در واحد سطح شناسایی و مشخص شوند. برای این منظور، در این قسمت ابتدا متوسط نهادههای مصرفی برای تولید یک هکتار از محصولات سویا بهاره، برنج، کلزا، گندم و جو محاسبه و به صورت جداول زیر ارائه گردید. همچنین، یادآوری این نکته لازم است که به دلیل مقایسه بهینه سطوح زیر کشت حاصل از برنامهریزی خطی با شرایط فعلی، سطح زیرکشت محصولات سویا، کلزا، گندم، جو و برنج که در مطالعه حاضر مورد بررسی قرار گرفتهاند در جدول 4-1 برای سال زراعی 88-1387 ارائه شده است.
جدول 4-1: سطح زیرکشت محصولات مورد مطالعه در شهرستان ساری
در سال زراعی 88-1387