جهت گیری ارزشی

نظام فرهنگی را عامل کنترل سایبرنتیک در نظام های اجتماعی و شخصیتی می داند.(همیلتون، 1379: 131).
«فرض اساسی در سایبرنتیک آن است که عناصری از نظام که مجهز به اطلاعات بیشتر هستند، عناصر دارای انرژی بالا را کنترل می کنند. از این منظر ارگانیسم رفتاری تأمین کننده انرژی نظام شخصیت است که به نوبه خود نظام اجتماعی را تأمین می کند و نظام اجتماعی با سازماندهی منزلت ها و نقش ها، شرایط تأمین انرژی نظام فرهنگی را فراهم می آورد. بر عکس فرهنگ جهت گیری ارزشی را به مثابه اطلاعات برای نظام اجتماعی تأمین می کند و نظام اجتماعی آنها را در قالب هنجارهای کنترل کننده بازیگر در زمینه ایفای نقش سازماندهی می کند و این هنجارها کنترل اطلاعاتی بر فرآیند انگیزش و تصمیم گیری فردی نظام شخصیت را تأمین می کنند و نظام شخصیت نیز به نوبه خود کنترل اطلاعاتی را بر فرآیندهای فیزیولوژیکی و عصبی در ارگانیسم رفتاری فراهم می آورد».(همیلتون، 1379: 156).
پارسونز نظام های فرعی را در مبادله با همدیگر می بیند. هر یک از این نظام ها با یک ابزار مبادله وارد بازار مبادله می شوند. ابزار مبادله در اقتصاد پول، در سیاست قدرت، در اجتماع تعهد و در فرهنگ معرفت است.
شکل شماره 2-1- مراتب کنترل سایبرنتیک به زبان تصویر
ابعاد ابزاری
زیر نظامها
تبادل های سایبرنتیک
L حفظ الگوها
I انسجام
G هدف یابی
A انطباق
نظام فرهنگی
نظام اجتماعی
نظام شخصیت
ارگانیسم رفتاری
کنترل اطلاعاتی
بالا پائین

پائین بالا
شرایط انرژی
منبع: (همیلتون، 1379: 157)
ب: نظریه کنش بوردیو
فضای اجتماعی:
مفاهیم«فضای اجتماعی» و«عادت وارده» کلید فهم نظریات بوردیو هستند. بوردیو فضای اجتماعی را به جای طبقه می نهد. بدین صورت که فرد به واسطه امکانات و سرمایه هایی که در اختیار دارد، جایگاهی را در فضای اجتماعی اشغال می کند که بیانگر علایق، سلایق، موضع گیری ها، طبقه و گروه اوست. ساختن فضای اجتماعی رفتارها و تظاهرات عاملان اجتماعی را تنظیم می کند و در واقع فراهم کردن امکان ساختن طبقات تئوریک است، اما نه به معنای مارکسی، طبقات تئوریک نباید به عنوان طبقات واقعی که به همین صورت در واقعیت وجود دارد، تلقی می شود. فضای اجتماعی، فواصلی را تعریف می کند که قدرت پیش بینی برخوردها، دوستی ها و امیال را دارد. افرادی که در یک برش، در یک منطقه محدود از این فضا قرار می گیرند، در عین حال هم به نزدیکی به هم علاقمندترند و هم عزم به اختلاط با هم برای آنها آسانتر است. طبقات وجود ندارد، آنچه وجود دارد یک فضای اجتماعی است، جایگاه اشغال شده در فضای اجتماعی، یعنی در ساختار توزیع انواع مختلف سرمایه، تعیین کننده احوالات این فضا و موضع گیری در منازعات برای حفظ یا تغییر آن است.(بوردیو، 1381: 86).
برای بوردیو فضای اجتماعی بر اساس سه بعد سازمان می یابد«در بعد اول عاملان اجتماعی بر اساس سر جمع کل سرمایه ای که دارند؛ یعنی ترکیبی از انواع سرمایه تحت اختیارشان، جایگاه خود را مشخص می کنند. در بعد دوم: این تعیین جایگاه عاملان اجتماعی بر اساس اختیار سرمایه آنها صورت می گیرد. یعنی بر اساس سهمی که هر یک از سرمایه های اقتصادی و فرهنگی به صورت جداگانه در مجموعه سرمایه آنها دارد. در بعد سوم: جایگاه عاملان را