جامعه شناسی سیاسی

پدیده جهانی شدن با ایجاد بحران در سطح نهادهای سیاسی و متعاقباً دامن زدن به بحران معرفتی در چارچوب مطالعات علوم سیاسی، پارادایم جدیدی را برای نظریهپردازی در این حوزه گشوده است.
فرضیه های فرعی
1) جهانی شدن فشردگی زمان و مکان یا تراکم جهان، تشدید، وابستگی متقابل در قلمرو جهانی و آگاهی از یکپارچگی جهانی و کاهش تأثیر عوامل جغرافیایی در ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است که طی آن گفتمان سنتی مبتنی بر مرزهای سرزمینی دچار بحران شده است.
2) در فرایند جهانی شدن دولت‌های ملّی به‌تدریج کنترل، مدیریت و اختیارات خود را از دست داده و نظارت آن‌ها بر نیروهای داخلی کم‌رنگ می‌شود و متعاقباً نهاد و کار ویژه سیاست، بویژه دموکراسی، را دچار بحران میکند.
3) در چارچوب الگوی جامعه شناسی سیاسی جدید، بویژه بر اساس نظریههای جامعهشناسانی چون گیدنز، ملزومات نظری لازم برای بازاندیشی و احیاء سیاست در سطح فراملی وجود دارد.
4) تبدیل سیاست از عرصه به فرایند، تبدیل جامعه مدنی به جامعه مدنی جهانی، تبدیل حکومت به حکمرانی و مطرح شدن حکمرانی خوب و گذار از دانش سیاسی اثباتی _رفتاری به هنجاری _انتقادی از جمله پیامدهای جهانی شدن در مطالعات علوم سیاسی میباشد.
1 – 4 حدود پژوهش
این پژوهش به لحاظ زمانی از دهه ی 1980 تا 2013 را در بر میگیرد، و به لحاظ مکانی یا موقعیت جغرافیایی همه ی کشورهایی را که به نحوی با این مسئله مرتبط می باشند را در بر می گیرد.
1 – 5 اهداف پژوهش
با توجه به اینکه بحث جهانی شدن بسیاری از جریانات و پدیده ها را تحت شعاع خود قرار داده است و از طرفی در فرهنگ جهانی در حال تکوین، بسیاری از موضوعات و مفاهیم در هالهای از ابهام و نسبیّت قرار میگیرند، هدف این پژوهش روشن کردن ابعاد مختلف این تحولات از منظر سیاست می باشد.
مبانی نظری پژوهش
مبانی نظری پژوهش، الگوی جامعه شناسی است که در چارچوب رهیافت جامعه شناسی سیاسی جدید مطرح شده است. مبنا و منطق اصلی این رهیافت تبیین تحولات در حال انجام بدون ارزش گذاری آثار و نتایج آن است. از این منظر، جهانی شدن، به عنوان یک فرایند، تداوم منطقی مدرنیته غربی است. این فرایند به سرعت در حال گسترش بوده و از جمله آثار آن بی معنا شدن زمان و مکان، رشد آگاهی های عمومی، توسعه ارتباطات، فعال شدن سازمان ها، افراد، و شرکت ها در کنار دولت هاست. رهیافت جامعه شناختی جهانی شدن این پدیده را صرفاً اقتصادی نمی بیند، بلکه معتقد است علی رغم برجستگی وجه اقتصادی، ابعاد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جهانی شدن گسترده تر و عمیق تر است. از این تئوری می توان در تبیین تأثیرات جهانی شدن بر علوم سیاسی نیز استفاده نمود. در این جا، می توان در چارچوب این رویکرد و با پذیرش توصیف آنتونی گیدنز از جهانی شدن، آن را مبنای کار قرار داد. نسل جدید دانش پژوهان جامعه شناسی سیاسی جدید از جمله گیدنز جهانی شدن را حاصل به هم خوردن نظم سنتی فضا و زمان می داند. این فضا و زمان جدا شده از مکان در گستره ای نا متناهی با یکدیگر ترکیب و هماهنگ می شود و امکان کنش و روابط اجتماعی را در جامعه ای بسیار بزرگ تر فراهم می آورد و لذا گستره ی تأثیرپذیری هم بسیار فراخ تر شده و در نهایت جامعه ی جهانی شکل می گیرد (قزلسفلی، 1390: 210).
روش پژوهش
نظر به اینکه پژوهش حاضر بر اساس هدف، بنیادی و بر اساس روش، توصیفی و تحلیلی است، لذا برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، از روش تحلیل محتوای آثار جهانی شدن بهره گرفته می شود. فنون و تکنینک های جمع آوری اطلاعات در این پژوهش، استفاده از روش ترکیبی می باشد، یعنی از منابع کتابخانه ای، پایان نامه ها، نشریات، مجلات و مقالات معتبر تخصصی استفاده می شود. در کنار این منابع از منابع اینترنتی و مجازی معتبر نیز استفاده خواهد شد.
1 – 6 سازماندهی پژوهش
این پژوهش شامل 3 بخش می باشد. بخش اول تحت عنوان «کلیات» مشتمل بر 2 فصل است. فصل اول چارچوب تئوریک نام دارد که به بررسی نظریه های مورد استفاده در این تحقیق می پردازد. فصل دوم نیز به بررسی مفهوم، نظریه ها و ابعاد جهانی شدن می پردازد.
بخش دوم با عنوان «بحران های سیاست، پارادایم های جایگزین» به بررسی دو فرضیه فرعی پژوهش می پردازد. در این بخش ابتدا متغیر وابسته، تحت عنوان جهانی شدن و پایان سیاست مورد بررسی قرار گرفته و سپس فصل دوم به بررسی بحران های سیاست در عصر جهانی شدن پرداخته و در نهایت در فصل سوم الگوهای محتملی که شایستگی، توان و ظرفیت جایگزینی سیاست را دارند، مورد بررسی قرار می گیرند. همچنین در این فصل به الگوی رفلکسیویتی پرداخته می شود، الگویی که گیدنز، بک و دیگران منادیان آن می باشند. بخش سوم با عنوان «تحول نظریه ی سیاسی» بر اساس فرضیه اصلی پژوهش مورد بررسی قرار خواهد گرفت. این بخش دارای 4 فصل می باشد. فصل اول به بررسی تبدیل سیاست از عرصه به فرآیند، فصل دوم به بررسی تبدیل جامعه مدنی به جامعه مدنی جهانی، فصل سوم به بررسی تبدیل حکومت به حکمرانی و مطرح شدن حکمرانی خوب می پردازد و در فصل چهارم گذار از دانش سیاسی اثباتی _رفتاری به هنجاری _انتقادی در جریان فرایند جهانی شدن بررسی خواهد شد. در قسمت پایانی با عنوان نتیجه گیری نهایی و پیشنهادات به بیان کلی آثار جهانی شدن در حوزه ی علوم سیاسی و همچنین نتایج حاصل از بررسی آن ها درباره ی علوم سیاسی و انطباق آن ها با یکدیگر یا احتمالاً زاویه دار بودن آن ها نسبت به یکدیگر، پرداخته می شود. همچنین دیگر نتایج تحلیلی حاصله به همراه پیشنهادات مربوطه در قسمت پایانی پژوهش، بیان و ارائه می شود.

فصل دوم
مفهوم شناسی جهانی شدن
سال های پایانی سده ی بیستم و ماه های آغازین هزاره ی سوم میلادی با بحث های داغ و مناقشه انگیز درباره ی جهانی شدن همراه بوده است. ولی با وجود کاربرد و اهمیت فراوان جهانی شدن، معنا و و مفهوم آن هنوز چندان روشن نیست. برای کاستن از این ابهام، در این فصل به تعریف مفهوم جهانی شدن و نظریه ها و ابعاد جهانی شدن می پردازیم، تا به اولین سؤال فرعی پژوهش نیز پاسخ داده باشیم.
2 – 1 تعریف جهانی شدن