تکنیک باز گشت به مشتری

2-9-11- تکنیک تجزیه و تحلیل مورفولوژیک (ریخت‌شناسانه):
تکنیک تجزیه وتحلیل مورفولوژیک یا ریخت شناسانه که توسط فریتززویکی ابداع شد، فنی است که براساس آن پدیده‌ی مورد نظر از جهت ساختار کلی و ابعاد مختلف موجود در آن مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. بدین منظور ابتدا سطوح و ابعاد مختلف موجود در پدیده مورد نظرمان را تبیین و تدوین می‌کنیم.
2-9-12- تکنیک دلفی :
این تکنیک در سال 1964 توسط داکلی و هلمر معرفی شد. بسیار شبیه به تکنیک طوفان ذهنی است با این تفاوت که افراد هیچ گاه به صورت گروه در یک جلسه و دور یک میز جمع نمی‌شوند ودر واقع رویارویی مستقیم رخ نمی‌دهد. اساساو فلسفه این تکنیک این است که افراد درتکنیک طوفان فکری به علت شرم و خجالت نمی‌توانستند بعضی از ایده‌هایشان را مطرح نمایند لذا در این روش افراد به صورت کلامی و رو در رو درگیر بحث نمی‌شوند. بلکه رئیس گروه موضوع را به همه اعلام می‌کند و سپس هریک از افراد به طور جداگانه ایده‌هایشان را به صورت کتبی (حتی می‌تواند بدون ذکر نام باشد ) برای رئیس گروه ارسال می‌کنند. سپس رئیس گروه تمام ایده‌های پیشنهادی را برای تک تک اعضا ارسال می‌کند و از آنها می‌خواهد که نسبت به ایده‌های پیشنهادی دیگران فکر کنند و اگر ایده‌ی جدیدی به نظرشان می‌رسد به آنها اضافه کنند. این عمل چندین بار تکرار می‌شود تا درنهایت اتفاق آرا بدست آید. فن دلفی شامل دعوت به مشورت و مقایسه‌ی قضاوت‌های بی نام چند نوبتی اعضای یک تیم درباره تصمیم یا مسئله می‌شود .
2-9-13- تکنیک استخوان ماهی (علت و معلول ) :
نمودار استخوان ماهی که گاهی به آن نمودار ایشیکاوا نیز می‌گویند توسط پرفسور کائور ایشکاوا از دانشگاه توکیو طراحی شد. هدف اصلی این تکنیک، شناسایی و تهیه فهرستی از کلیه علل احتمالی مسئله مورد نظر است. این تکنیک در درجه اول یک تکنیک گروهی شناسایی مسئله است اما توسط افراد قابل استفاده است.
2-9-14- تکنیک باز گشت به مشتری :
می‌توانیم با روی برگرداندن از مسائل مربوط به تولید و روی آوردن به مسائل مربوط به بازار یابی، رابطه بین فعالیتهای خود ومشتریان را به لحاظ محصول، قیمت، تبلیغ، توزیع و بازار مورد نظر، بررسی می‌کنیم.
2-9-15- تکنیک گروه اسمی :
فرآیند تصمیم گیری شامل ۵ مرحله است:
اعضاء گروه جدای از هم ولی در کنار هم کار می‌کنند به این صورت که دور یک میز جمع می‌شوند مسئله بصورت کتبی به هریک از اعضاء داده می‌شود و آنها چگونگی حل مسئله را می‌نویسند. هریک از اعضاء به نوبت یک عقیده را به گروه ارائه می دهد، عقاید ثبت شده در گروه به بحث گذارده می‌شود تا مفاهیم جهت ارزیابی روشن‌تر و کاملتر شود. هریک از اعضاء مستقلا و مخفیانه عقاید را درجه بندی می‌نماید. تصمیم گروه آن تصمیمی خواهد بود که در مجموع بیشترین امتیاز را بدست آورده باشد.
2-9-16- تکنیک سینکتیکس :
واژه سینکتیکس از ریشه یونانی الاصل synetikos به معنی فشاردادن دو چیز به یکدگیر و یا متصل کردن چند چیز مختلف گرفته شده است این واژه به این دلیل انتخاب شده است که خلاقیت نیز نوعی هماهنگ کردن چیزهای مختلف در یک قالب یاساختار جدید است و هر اندیشه خلاقی از تفکر سینکتیکس بی بهره نمی‌باشد این تکنیک روشی است برای بر انگیختن تفکر خلاق در میان گروهی از افراد که گرد هم می‌آیند.
بطور کلی فرآیند بکار گیری این روش عبارت است از :
1- شناسایی و تعریف مشکل و تجزیه و تحلیل آن به منظور رسیدن به ماهیت و جوهره‌ی آن (شناخت جوهره )
2- ارتباط دادن جوهره ی بدست آمده با موضوع غیر مرتبط (ساختن وضعیت مشابه )
3- کشف راه حلهایی برای موضوع مشابه (راه حلهای مشابه )
4- تلاش برای تبدیل راه حلهای بدست آمده به راه حلهای نهایی برای مشکل
2-9-17- تکنیک شش کلاه فکری :
مبدأ این تکنیک دکتر ادوارد دوبونو است. بطور کلی این تکنیک شش جنبه یا سبک فکری را تعریف کرده و برای هرکـدام کلاه رنگ خاصی را بعنوان سمبل تعیین می‌نماید تا بوسیله آن بتوان بطور روشــن و سریع از سبک فکری (گرایش- حالت- احساس- فکر- موضع- نگرش) خود، آگاه شد آنرا تغییر داد یا به دیگران اعلام نمود و از سبک فکری دیگران نیز آگاه شد. البته با کمی دقت در اصطلاح « کلاه خودت را قاضی کن » متوجه می‌شویم که به نوعی چنین روشی در فرهنگ ایرانی- اسلامی وجود داشته است. در این تکنیک رنگ کلاه متناسب با سبک فکری مربوطه است.
– کلاه سفید: سفید رنگ خنثی و منفعل است. کلاه سفید با موضوعات و شکل‌های انفعالی سر و کار دارد. واقعیتها بدون هیچ گونه قضاوتی مورد جستجو قرار می‌گیرد.