پایان نامه ارشد: تاثیر آموزش کنترل پرخاشگری والدین بر کاهش علائم نافرمانی در کودکان -خرید پایان نامه

هدف اولیه آموزش والدین کاهش مشکلات رفتاری کودکان بوسیله تقویت مهارت های مدیریتی والدین است. تئوری که آموزش والدین را توجیح می کند این است که اختلافات رفتاری به طور غیر دانسته و غیر عمد در خانه هایی که والدین تعامل غیر سازگارانه دارند بروز و رشد می کند اساس برنامه های آموزش والدین براین مبنا استوار است که والدین به عنوان اولین الگوهای اجتماعی به شدت در محیط اجتماعی کودکانشان درگیر شده اند. تجاربی که کودک از والدین خود کسب می کند جزء اساسی شکل گیری رفتار کودک است. کاهش تعاملاتمنفی یا اجباری والدین مشکلات اجتماعی کودکان را کاهش خواهد داد(چافین، تایلور و ویلسون[1]، 2007). سایر اهدافی که در بهبود برنامه های آموزشی والدین دنبال می شود عبارتند از:

  • بهبود مهارت های کنترل پرخاشگری والدین و افزایش توانایی آنها در برخورد با مشکلات رفتاری کودک به ویژه نافرمانی آنها
  • افزایش آگاهی والدین در مورد علل بد رفتاری کودکان و آشنایی با اصول و مفاهیم زیر بنایی یادگیری اجتماعی
  • افزایش پیروی کودک در تبعیت از دستورات و مقررات ارائه شده از سوی والدین
  • بهبود روابط بین والدین و کودک(کواسی و همکاران 1996 به نقل از زارعی، 1379)

2-3-3 تنظیم برنامه آموزش والدین

نخستین برنامه آموزش والدین که تدوین شده است توسط هانف در سال 1969 بوده است. این برنامه شامل دو قسمت است. آموزش پاسخ های مثبت و آموزش مهارت های تنبیهی. سایر برنامه های آموزش والدین بر مبنای برنامه هانف است که در آن اصطلاحاتی ایجاد شده است. در برنامه آموزش والدین ابتدا اصول شرطی سازی برای والدین توضیح داده شده است. اگر والدین ندانند که چرا مهارت را به شیوه خاص در حال یادگیری هستند احتمال اینکه بعدها مهارت را به درستی به کار برند و بتوانند مشکلات رفتاری کودک را هنگام مواجهه با مسائل رفتاری جدید حل کنند کمتر است. توضیح بسیاری از جزئیات تئوریکی برای والدین شاید سخت باشد اما توضیح مختصر اصول کلیدی رفتار ممکن است کاملاً مفید باشد. به والدین برگه ای داده می شود که در آن توضیحات مختصری از اصول رفتاری مانند تقویت مثبت و منفی، بهای پاسخ و خاموش سازی ارائه شده است. مداخله کننده در مورد اصولی که در برگه نوشته شده برای والدین مثال هایی از رفتار کودک می زند این اصول را برای والدین کاملاً باز می کند. بهتر است بعد از اینکه مداخله کننده مثال هایی را زد از والدین بخواهد که آنها نیز مثال هایی از رفتار کودکشان که با آن برخور داشته اند بزنند(گیمپل وهالند، 2003).

در زیر تعدادی از اصول شرطی سازی که در برنامه آموزش والدین، والدین فرامی گیرند توضیح داده شده است.

تقویت مثبت برای رفتارهای مناسب: در مرحله تقویت مثبت به والدین یاد داده می شود که به رفتارهای مناسب کودک توجه و آن را تشویق کنند والدین کودکان با مشکلات رفتاری چنان مشغول رفتارهای منفی کودکانشان می شوند که از رفتارهای مناسب آنها غفلت می کنند.والدین با توجهی که به رفتارهای مناسب کودک می کنند باعث می شوند احتمال تکرار این رفتارها افزایش یابد و نیز کودک می آموزد چه رفتارهایی را باید انجام دهد. این قسمت برنامه آموزش والدین می تواند به تنظیم گام هایی برای ارتباط لذت بخش و مثبت تر بین کودک و والد منجر شود بعلاوه بازخورد مثبت می تواند به افزایش خود پنداره مثبت کودک کمک کند. این مهارت ها ی توجه مثبت در زمینه ای از شرایط متمرکز بر بازی کودک آموزش داده و تمرین می شود. در طول زمان بازی توجه والدین باید کاملاً بر کودک متمرکز شود و به کودک اجازه داده شود بازی را به پایان برساند. در حقیقت در طول بازی از والدین خواسته می شود که از سوال پرسیدن ، دستور دادن و انتقاد کردن پرهیز کنند، آنها همچنین یاد گرفته اند که نمونه های خفیف بدرفتاری کودک را نادیده بگیرند. در طول زمان بازی به والدین گفته می شود آنچه را که کودک انجام می دهد توصیف کنند، بازخوردهای کلامی مناسب به کودک بدهند و کودک را برای رفتارهای مناسبش تشویق کنند.(بارکلی، 1997).

کودکان معمولاً طبق اصول خاصی رفتار می کنند، دانستن این اصول و روشها می تواند به والدین کمک کندکه بفهمند چرا کودکانشان رفتار خاصی را نشان می دهند. بکار گیری مهارت ها براساس این اصول باعث می شود رفتارهای خوب کودک افزایش یافته و رفتارهای منفی او کاهش یابد(بارکلی، 1997 به نقل از بازی، 2001).

تقویت مثبت: این نوع تقویت شامل ارائه یک اثر مطلوب بعد از انجام رفتار مناسب برای افزایش احتمال  تکرار رفتار می باشد. نوع تقویت کننده ها از کودکی به کودک دیگر متفاوت است. تقویت کننده ها شامل توجه، اسباب بازی، پول و پاداش می باشد. تقویت منفی: به معنی حذف محرک های نا مطلوب از کودک است تا بدین وسیله رفتارهای مثبت کودک افزایش یابد. برای اینکه تقویت کننده ها موثر باشند باید سریعاً بعد از رفتار اتفاق بیفتد، نباید میزان آن زیاد باشد زیرا ممکن است موجب بی تفاوتی کودک نسبت به تقویت شود و باید تقویت کننده برای کودک تازگی داشته باشد و برای او تکراری نباشد(گیمپل وهالند، 2003)

خاموشی: از جهت اینکه اغلب رفتارها از طریق تقویت کننده ایجاد و حفظ می شوند، یکی از راه های ساده برای کاهش دادن رفتارهای نامطلوب از بین بردن و یا حذف عوامل تقویت کننده آنهاست. بنابراین نکته ای که در اینجا اهمیت دارد پیدا کردن عامل تقویت کننده ای است که رفتار از طریق آن ایجاد شده است. در بسیاری از مواردوالدین رفتار نامطلوبی را در کودکان به امید آنکه رفتار دوباره دیده نشود مورد چشم پوشی قرار می دهند که البته درکاهش آن نیز تاثیر چندانی ندارد بلکه زمانی می توان گفت از روش خاموشی استفاده شده است که رفتار نامطلوب از نظر اجتماعی به نوعی مورد تقویت قرار گرفته باشد و روش خاموشی به دنبال حذف این تقویت کننده باشد. نکته ای که باید مد نظر داشت این است که که گاهی خاموشی باعث می شود رفتار نامطلوب به جای کاهش، افزایش یابد. زیرا رفتاری که قبلاً تقویت می شده است وقتی در برنامه خاموشی قرار می گیرد ممکن است از نظر شدت ، میزان و یا طول مدت برای به دست آوردن تقویت افزایش یابد که والدین نباید به این امر توجه کنند و باید همچنان خاموشی را ادامه دهند(امیدوار، 1385).

بررسی تاثیر آموزش کنترل پرخاشگری والدین بر کاهش علائم نافرمانی در کودکان مبتلا به نافرمانی مقابله ای

تقویت اقترانی: در این برنامه به هر رفتاری که متضاد رفتار ناسازگار است تقویت داده می شود به عبارت دیگر، رفتاری که با رفتار ناسازگار مغایرت دارد تقویت می شود. در این برنامه با تقویت رفتار مطلوب، رفتار در خزانه رفتاری کودک گسترش و توسعه یافته و از این طریق عملاً فرصت بروز رفتار نامطلوب گرفته می شود(گیمپل وهالند، 2003)

تنبیه: روش یا سیستمی که به کمک ان سعی می شود از شدت، میزان و فراوانی رفتار نامطلوب کاسته شده و در نهایت منجر به از میان رفتن رفتار شود.تنبیه نیز مانند تقویت دو نوع است. نوع اول- ارائه محرک نامطلوب بعد از اینکه کودک کار نامناسبی را انجام دهد. نوع دوم- حذف محرک مطلوب بعد از انجام رفتار نامناسب(ملک پور، 1377).

زمان محرومیت: در این روش سعی می شود کلیه فرصت های کسب تقویت برای مدت زمان معین به خاطر رفتار نامطلوب از فرد سلب شود. تفاوت این روش با روش خاموشی در این است که] در روش خاموشی تقویت از رفتار نامطلوب حذف می شود در حلیکه در روش زمان محرومیت تمامی فرصت های کسب تقویت به خاطر رفتار نامطلوب حذف می شود. روش زمان محرومیت از دو طریق قابل اجرا است: حذف تقویت از فرد و حذف فرد از تقویت(ملک پور، 1377).

2-3-4 آمادگیاولیه برای شروع برنامه آموزش

روش های آموزش والدین مبتنی بر اصول مهم و متعددی است: موفقیت، پیشرفت گام به گام، متوالی بودن، مثال های چندگانه، تمرین، پسخوراند، تسلط و مرور. باید به خاطر داشت که موفقیت در جریان درمان به هنگام کار با والدین مهمترین اصل است. بسیاری از والدین پیوسته شکست را تجربه کرده اند، آنها روش های مختلفی را در مورد کودکشان آزمایش کرده اند که بسیاری از آنها با شکست مواجه شده است. آنها به درمان ادامه نخواهند داد مگر اینکه موفقیت را تجربه کنند. دومین اصلی که در جریان آموزش دنبال می شود، پیشرفت گام به گام است. انتظار می رود که والدین هر مهارت جدیدی را که برای اولین بار به آنها آموزش داده می شود و یا برای آنها اجرا می شود را یاد می گیرند. درمانگر با تمرکز بر مولفه های صحیح تلاشهای اولیه والدین، پیشرفتگام به گام آنها را تشویق می کنند تا به تلاش خود ادامه دهند.در طول زمان با پسخوراندی که درمانگر می دهند، پیشرفت گام به گام، به تدریج آنها را به مهارتی که قرار است بیاموزند نزدیک می کند. از آنجایی که قرار است والدین موفیت را تجربه کنند، اصل توالی را باید مد نظر داشت به این معنی که انتدا مهارت های ساده به والدین آموزش داده می شود و سپس مهارت های پیچیده و مشکل. استفاده از مثالهای متنوع درمانگر را به اصل هدایتگر دیگری مجهز می سازد. موثرترین روش برای فراگیری بهتر اصول و روش های تغییر رفتار ارائه مثال های متنوع و گوناگون توسط درمانگر است. در صورت عدم ارائه مثال های متعدد، والدین نمی توانند کاربرد پذیری مهارت را در موقعیت های متنوع درک کنند و ممکن است آن را به خوبی یاد نگیرند. تمرین نیز نشان دهنده اصل مهمی است. هر زمان که مهارت جدیدی به والدین آموزش داده می شود، تمرین قسمت عمده جلسات آموزشی است. هرچه والدین بیشتر مهارتی را تمریت کنند، بهتر آن را می آموزند و می توانند در محیط واقعی به کار ببرند. پسخوراند بخش مهمی از برنامه های آموزش والدین را تشکیل می دهد. با دادن پسخوراند والدین چگونگی اجرای هر مهارت جدید را به طور دقیق فرا می گیرند. باید پسخوراند واضح و دقیق باشد و تا حدامکان به صورت مثبت ارائه شود. به عنوان یک قاعده با دادن پسخوراند اصلاحی باید حداقل 4 مورد از عملکردهای خوب والدین را ذکر کرد. اصل مهم دیگری که توصیه می شود، ملاک های تسلط است. بهترین روش جهت اطمینان از اینکه والدین مهارت را آموخته اند استفاده از ملاک های عینی تسلط است. ویژگی آخری که بسیار مهم استمرور می باشد. باید هر جلسه با مرور موضوعی که در جلسات قبل مبهم مانده است، شروع شود. این مرور به والدین کمک می کند تا مفاهیم معرفی شده قبلی را به خاطر آورند(دانگل و پولستر، 1377 ترجمه توزنده جانی و کمال پور)

[1]- Chaffin‚ Taylor & Wilson