تأمین مالی از طریق بدهی

با جایگذاری رابطه فوق در معادله اصلی ارزش افزوده اقتصادی رابطه زیر حاصل خواهد شد:

در نتیجه مادامی که نرخ بازدهی حاصل از بکار گیری خالص داراییها (سرمایه به کارگرفته شده) بیش از نرخ میانگین موزون هزینه سرمایه باشد، ارزش افزوده اقتصادی مثبت و زمانی که نرخ بازدهی خالص دارایی ها کمتر از نرخ میانگین موزون هزینه سرمایه باشد، ارزش افزوده اقتصادی منفی خواهد بود.
با نگاهی به معادلات فوق میتوان تشخیص داد که در موارد زیر واحد تجاری قادر به خلق ارزش افزوده اقتصادی و ثروت آفرینی است:
1) نرخ بازدهی خالص دارایی های موجود افزایش یابد در حالی که نرخ متوسط هزینه سرمایه و مبلغ سرمایه به کار رفته ثابت باقی بماند.
2) سرمایه گذاری در پروژه هایی که نرخ بازدهی آنها بیش از نرخ متوسط هزینه سرمایه شرکت است. حتی اگر سیاست رشد و خرید سرمایه گذاری ها با کاهش نرخ بازدهی خالص دارایی ها همراه باشد، مادامی که این نرخ بازدهی از نرخ میانگین هزینه سرمایه بیشتر باشد، ارزش آفریده می شود و ارزش افزوده اقتصادی افزایش خواهد یافت. در این رابطه کلیه فرصتهای سرمایهگذاری که ارزش افزوده اقتصادی تنزیل شده مثبت ایجاد می کنند، بایستی مورد پذیرش واقع شوند؛ زیرا با تنزیل ارزش افزوده های اقتصادی آتی حاصل از هر پروژه سرمایه ای مشخص، مستقیماً خالص ارزش فعلی آن سرمایه گذاری حاصل می شود (بریگام و همکاران ،1382). به عبارتی:
(2-36)

3) حذف فعالیتهای غیر اقتصادی و ضایع کننده ارزش: هنگامی که بخشها و مشاغل با بازدهی کمتر از هزینه سرمایه تعطیل می شوند، شکاف بین نرخ بازده خالص دارایی ها و متوسط هزینه سرمایه افزایش یافته و ارزش افزوده اقتصادی نیز بهبود می یابد.
4) کاهش نرخ متوسط هزینه سرمایه: که از طریق سیاست های مالی امکان پذیر است. در بازارهای رقابتی امروزی کاهش متوسط هزینه سرمایه کار چندان آسانی نیست. حوزه امور مالی شرکت بایستی سیاست هایی را انتخاب نماید که منجر به کاهش هزینه سرمایه و حداکثر سازی ارزش شرکت شود. یکی از این استراتژی ها جایگزین نمودن بدهی به جای سهام در ساختار سرمایه است؛ زیرا هزینه تأمین مالی از طریق بدهی ها به دو دلیل پایینتر است: اول آنکه وام دهنده به خاطر تحمل ریسک کمتر، بازده کمتری را انتظار دارد. دلیل دوم صرفه جویی های مالیاتی ناشی از پرداخت بهره است. البته باید توجه داشت که استفاده از بدهی در ساختار سرمایه تا حد مشخصی میتواند هزینه سرمایه را کاهش دهد، زیرا با اوج گرفتن میزان بدهی های شرکت ریسک اعطاء وام به شرکت بالا رفته و نتیجه معکوس خواهد شد(بریگام و همکاران،1382)
2-5) مفهوم سود باقی مانده
2-5-1) تعریف سود باقی مانده
سال ها پیش اقتصاددانان معروفی از جمله آلفرد مارشال عقیده داشتند که شرکت ها برای ایجاد ارزش، باید بازدهی بیش از هزینه ی سرمایه (بدهی و سرمایه) ایجاد کنند(کالابرس،1999:3). پیتر دراکر می گوید:(( چیزی را که معمولا سود می نامیم، پولی که برای کیفیت خدمات باقی می ماند، معمولا سود نیست. تا زمانی که یک شرکت بازدهی بیش از هزینه سرمایه ایجاد نکند دارای زیان است ))(همان). در قرن بیستم این مفهوم تحت عناوین مختلفی معرفی شده که یکی از آن ها سود باقی مانده است. سود باقی مانده عبارت است از ما به تفاوت سود عملیاتی و هزینه سرمایه. تفاوت سود باقی مانده با ارزش افزوده اقتصادی در بخش تعدیلات است، زیرا در محاسبه سود باقی مانده، تعدیلات انجام نمی شود.(بیدل و همکاران،1997:302). به نظر کانگ و همکاران(2004) ارزش افزوده اقتصادی اولین بار به طور رسمی در سال 1965 با نام سود باقی مانده معرفی شد. بعد از معرفی سود باقی مانده شرکت های زیادی از آن در ارزیابی عملکرد استفاده کردند. از جمله این شرکت ها جنرال موتورز بود. جنرال الکتریک نیزاز سود باقی مانده برای ارزیابی عملکرد بخش های غیر متمرکز استفاده کرد.
2-5-2) مدل محاسبه سود باقی مانده
RI = NOPAT- )Cost of Capital× Total Capital (
2-6)مفهوم اقلام تعهدی
2-6-1) تعریف اقلام تعهدی
اقلام تعهدی اغلب به هزینه‏ها و درآمدهایی اطلاق می‏شود که مستلزم خروج یا ورود وجه نقد به شرکت نمی‏باشند. اقلام تعهدی به دو بخش تعهدی اختیاری و تعهدی غیر اختیاری تقسیم می‏شوند. تعهدی اختیاری به اقلامی گفته می‏شود که اولاً نقدی نیستند و ثانیاً مدیریت می‏تواند بر اساس ابزارهای حسابداری (البته مطابق با استانداردها) آنها را کم و یا زیاد نماید، مانند هزینه استهلاک بعبارت دیگر، اقلام تعهدی اختیاری قابل اعمال نظر توسط مدیریت هستند در حالیکه اقلام تعهدی غیر اختیاری به واسطه مقررات، سازمان‏ها و دیگر عوامل خارجی محدود هستند.
در خصوص تفکیک اقلام تعهدی اختیاری از غیر اختیاری روش‏های متنوعی وجود دارد که معروفترین آنها “روش جونز” می‏باشد. جونز (1991) تفاوت سود و وجوه نقد حاصل از عملیات را به عنوان اقلام تعهدی شناسایی کرده است.
2-6-2) مدل محاسبه اقلام تعهدی
Accruals =NOPAT-OCF
OCF: جریان وجه نقد عملیاتی
2-7)مفهوم جریان وجه نقد عملیاتی
2-7-1) تعریف جریان وجه نقد عملیاتی