دانلود پایان نامه – بررسی نوآوری های قانون جدید حمایت خانواده -محتوای فوانین قدیم

آیین دادرسی به اعتبار حق مورد دعوا و نوع مرجع رسیدگی آن به آیین دادرسی مدنی، کیفری، اداری تقسیم می‎گردد. در مواردی قانون برای تضییع یا انکار حق مجازات قرار نمی‎دهد. در این موارد خواهان می‎تواند در دادگاه علیه خوانده اقامه دعوا نماید. خواهان برای اقامه دعوا و خوانده برای دفاع و دادگاه برای رسیدگی و صدور رأی باید اصول و قواعدی را رعایت نمایند که آیین دادرسی مدنی نامیده می‎شود. در مواردی نیز تجاوز یا انکار حق دیگران دارای مجازات است. در این موارد زیان‎دیده می‎تواند اقدام به طرح شکایت کیفری در مرجع صالح بنماید. اصول و قواعدی که طرفین شکایت و دادگاه در این خصوص باید رعایت نمایند، آیین دادرسی کیفری نام دارد.

در مواردی تضییع یا انکار حقوق دیگران توسط دولت یا تشکیلات عمومی غیردولتی یا بموجب آیین‎نامه‎ها صورت می‎گیرد. در این حالت چون دعوا، مربوط به امور اداری است؛ مدعی برای طرح شکایت و طرف مقابل در مقام پاسخ به آن و مرجع صالح برای رسیدگی و صدور رأی، باید اصول و قواعدی را رعایت کنند که آیین دادرسی اداری نامیده می‎شود.

مبحث چهارم-محتوای فوانین قدیم

آیین دادرسی از نظر محتوا به سه بخش تقسیم می‎شود.

بخشی از مقررات آیین دادرسی مربوط به تشکیل مراجعِ قضایی اعم از حقوقی، کیفری و اداری می‎شود و سازمان و ترکیب آنها را مشخص می‎نماید.

بخشی دیگر از مقررات آیین دادرسی مربوط به صلاحیت مراجع است. این بخش از مقررات، قوانین مربوط به صلاحیت نامیده شده است. این مقررات خود به دو دسته تقسیم می‎شود.

الف) مقررات صلاحیت ذاتی

این مقررات، دادگها را با توجه به صنف، نوع و درجه‎ی آنها مشخص می‎نمایند.

از حیث صنف، دادگاهها به کیفری، حقوقی و اداری تقسیم می‎شوند. نوع دادگاه نیز به معنی عمومی یا اختصاصی بودن دادگاه است. از این حیث، دادگاهها به دادگاههای عمومی و اختصاصی تقسیم می‎گردند مثلاً دادگاه خانواده یک مرجع اختصاصی است. دادگاه‎ها به دو درجه بدوی و تجدیدنظر تقسیم می‎شوند.

ب) مقررات صلاحیت نسبی

این مقررات در مواردی مطرح می‎شود که با توجه به صلاحیت ذاتی، مرجع صالح از حیث نوع، صنف و درجه مشخص گردیده است و باید از بین مراجعی که صلاحیت ذاتی دارند یکی را انتخاب نمود.

که اصل در صلاحیت نسبی این است که دادگاه محل اقامت خوانده صالح به رسیدگی می‎باشد. البته این اصل استثنائاتی دارد.

بخش دیگر از مقررات آیین دادرسی نیز مربوط به شیوه‎ی تنظیم دادخواست، ابلاغ آن، رسیدگی به دعوا، صدور حکم، طرق شکایت از آرای دادگاهها و اجرای آنها می‎باشد. به این بخش از مقررات، قوانین آیین دادرسی به معنای اخص گفته می‎شود.

1- توسل به آیین دادرسی به جای توسل به زور و خشونت

براساس منطق زمان انسان‎های اولیه، هرکسی زور بیشتری داشت حق با او بود. یعنی کسی که قدرتمندتر باشد می‎تواند به هر چه خواست برسد، چه دارای حق باشد و چه نباشد.

پس از پیدایش قانون، نظم و ترتیب و احقاق حق توسط مراجع قضایی جایگزین اعمال زور و خشونت در دعاوی شد و برای دادرسی توسط مراجع قضایی نیز مقررات و تشریفات خاصی وضع گردید.

2-احقاق حق و اجرای عدالت

با فرمت ورد : پایان نامه ارشد رشته حقوق خصوصی درباره:بررسی نوآوری های قانون جدید حمایت خانواده

 مقاله بررسی نوآوری ها و چالش های ماهوی قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱ (با فرمت PDF)

 

دومین فایده آیین دادرسی این است که رعایت دقیق، صحیح، بدون تبعیض و بدون استثنای آن موجب احقاق حق و در نهایت اجرای عدالت خواهد شد. توسل به مقررات آیین دادرسی به دلایل زیر موجب اجرای عدالت می‎شود.

الف) مقررات آیین دادرسی درخصوص صلاحیت دادگاهها موجب می‎شود که دعاوی توسط قضات متخصص و باتجربه رسیدگی گردد. این امر منجر به صحیح‎تر و دقیق‎تر بودن آرای صادره از دادگاهها می‎شود. البته مقررات صلاحیت برای تقسیم کار میان دادگاهها نیز هست.

ب) قاعده فراغ دادرس موجب می‎شود که از یک سو قاضی در صدور رأی دقت لازم را بنماید و از سوی دیگر نتواند رأی صادره را تغییر دهد.

ج) اصل بی‎طرفی قاضی سبب حفظ حقوق اشخاص و تساوی آنها در مقابل یکدیگر است.

د) تساوی مردم و دولت در امر دادرسی یعنی قواعد آیین دادرسی در تمام موارد و نسبت به همه‎ی طرفین دعوا اجرا می‎شود و تفاوتی ندارد که یک طرف دعوا مردم باشند یا دولت بلکه تکالیف و حقوقی را که قانون برای طرفین دعوا قرار داده است نسبت به آنها اعمال خواهد شد.