دانلود پایان نامه ارشد بررسی نقش صمیمیت میان زوجین

حیاتی‌ترین عضو تشکیل دهنده پیکره جامعه خانواده است که سلامت و قوام جامعه در گرو سلامت آن است در شریعت مقدس اسلام خانواده نهادی است مقدس قرآن کریم به خانواده نظری خاص داشته آیات زیادی از قرآن به بحث از خانواده و چگونگی تعامل میان زوجین و تکالیف هر یک از افراد خانواده پرداخته است. از جمله مسائل مورد توجه در روابط زوجین نحوه معاشرت آنهاست. زن و مردی که به اختیار خویش پیمان زناشویی‌می‌بندند به تعبیر قرآن در جهت رسیدن به سکینه و آرامش هستند و معاشرت به معروف از لوازم رسیدن به آرامش است که باعث دوام و قوام زندگی مشترک و شیرین شدن آن برای هر یک از زن و شوهر خواهد بود.

خداوند در آیه 19 سوره نساء «عاشروهن بالمعروف» فرمان معاشرت شایسته و رفتار انسانی مناسب با زنان را صادر‌می‌کند و دستور میدهد با آنان براساس معروف زندگی کنید، معروف یعنی هر چیزی که عقل و قرآن و روایات آن را به رسمیت شناخته و مورد پسند قرار دهد.

مفسران قرآنی در بیان منظور این آیه دو گروه هستند. گروهی معتقدند «عاشرومن بالمعروف» فقط در برگیرنده رفتار پسندیده با همسر است. ولی برخی دیگر معتقدند این عبارت علاوه بر رفتار پسندیده شامل ادای حقوق جسمی و تأمین هزینه زندگی‌می‌شود. در نتیجه برای فهم بهتر این آیه باید بیشتر به آن پرداخته شود. فهم درست این اصل و قاعده رفتاری قرآنی که در واقع یک نظام رفتاری را در خود جا داده است نیازمند تأمل در معاشرت و حوزه معنای آن است.

 

3-1- حوزه معنایی عرف

واژه عرف در لغت معانی متعددی دارد، از جمله به معنای، تتابع، اتصال، آرامش، سکون و… آمده است‌؛  اما معنای مورد نظر ما طبق موضوع مقاله، شامل امری است که میان مردم معمول و متداول باشد، خواه امر شناخته شده از امور تکوینی باشد مانند زمین بلند که از دور بتوان آن را شناخت، یا از نوع آداب و رسوم و عادات شایع میان مردم، که برای آنها شناخته شده باشد(دهخدا، ۱۳۷۷).

طبق معنای لغوی‌، مواردی شامل عرف می شود که اولا- جستجو برای شناسایی آن ضرورت ندارد، بلکه خود آشکار و هویداست‌؛  ثانیاً- فرد خاصی برای ایجاد آن تلاش نکرده است‌؛  بلکه جامعه در سیر تطور تاریخی خود آن را به دست آورده است و قابل فهم همگان است‌. تعاریف متعددی از «عرف» در آرای اندیشمندان مسلمان به عمل آمده که اهم آن عبارتند از:

1- شیخ طبرسی :

عرف ضد نکر است، عرف مثل معروف و عارف است و آن هر خصلت ستوده شده ای است که عقل درستی آن را تأیید می کند و نفس به آن اطمینان می یابد.(طبرسی، 1415)

2- محمد غزالی :

عرف و عادت اموری هستند که از عقول مردم سرچشمه گرفته‌اند و سرشتهای سالم پذیرای آن می باشند.

3- علامه طباطبایی:

عرف هر امری است، که مردم در مجتمع خود آن را بشناسند و آن را انکار نکنند. (طباطبائی، 1363)

بدینسان معروف با پیشوند معاشرت را‌می‌توان از شیوه رفتاری پسندیده از منظر عقل، شرع توصیف کرد.

بنابراین از تعاریف فوق نکاتی را در می یابیم: 1- عرف جنبه اجتماعی دارد و توسط توده مردم شکل می گیرد؛ 2- عرف مورد قبول جامعه، باید از سرشت و طبیعت سالم افراد آن جامعه نشأت گرفته باشد؛ 3- عرف به عنوان خصلت ستوده شده نزد مردم، از حکم عقل بیگانه نیست‌. معروف همچنین به معنای عملی که افکار عمومی آن را بشناسند و با آن مأنوس باشند‌، تعریف شده و به عبارت دیگر، معروف همان چیزی است که متضمن هدایت عقل، حکم شرع، فضیلت و سنت های حسنه است و چون اسلام شریعت خود را بر اساس خلقت و فطرت بنا نهاده، پس معروف همان چیزی است که مردم، آن را معروف بدانند‌؛  البته مردمی که از راه فطرت دور نشده‌اند. (معروف آن چیزی است که با فطرت مردم عجین شده است.) (طباطبایی، ۱394).

عملی که در جامعه، به صورت خوی و رفتار عادی درآمده و مورد قبول عامه مردم قرار گرفته، ممکن است متعادل باشد و یا راه افراط و تفریط بپیماید‌. در جایی که عرف، بیانگر رفتار و عمل پسندیده عموم مردم باشد و با فطرت انسان منطبق باشد، مصادیق عرف و معروف با هم یکی می گردد و مهم‌ترین شرط تحقق انطباق با معروف این است که جامعه، از عوامل تشنج زا دور باشد‌. در نتیجه انطباق عرف با معروف را چنین می توان توضیح داد که، عمل مطابق با عرف یا معروف آن است که شریعت آن را مشخص نکرده، بلکه قابلیت های موجود در هر جامعه‌ای، تعیین‌کننده آن است‌؛  البته جامعه ای که از سلامت فکری برخوردار است‌. لیکن وقتی در شریعت به معروف، امر شده‌، فراتر از معمول را خواهان است که عبارت از خصلت های ستوده شده مردمی است‌. عرف و معروف با حکم عقل بیگانه نیست، لیکن شناسایی معروف لا زم است چرا که هر عملی که میان مردم رواج دارد، معروف نیست. پس باید گزاره های مهم معروف را شناخت که در این صورت شناسایی معروف بسیار سهل می گردد. یکی از گزاره های آن منطبق بودن با فطرت سلیم مردم می باشد و گزاره دیگر که به شناخت بهتر معروف می انجامد، فطرت و گرایشی است که دارای صبغه الهی باشد.

لذا برای تشخیص مصادیق معروف نه تنها باید به گرایش‌های انسانی توجه کرد، بلکه باید جهت آن نیز به سمت فراهم آوردن رضایت خداوند باشد‌. در نتیجه آن معروفاتی که در شریعت اسلام از آنها یاد شده‌، نه تنها به عمل مقبول مردم طبق اقتضائات زمان و مکان توصیه می کند، بلکه با رویکردی معنوی که دارای محبت الهی است‌، به اجرای عمل پسندیده اشاره می کند و این روش قرآن است که زوایای شرعی معروف را مشخص کرده و تبیین معروف را در مورد حقوق متقابل زوجین بر عهده عقل اجتماعی (قانون گذاران اجتماعی) گذاشته است، تا برخورد شایسته مرد و زن را در هر یک از موضوعات مقید به معروف در لسان قرآن‌، مطابق شرایط اجتماعی خود تدوین نموده و ضمانت اجرایی آن را فراهم آورد.

از جمله علامه طباطبایی برای تشخیص معروف در جامعه فرموده است : فطرت به مقتضای خلقت است که امری بدیهی و دست یافتنی است و تمایلات و احکام فطری همگانی و عمومی‌اند و نیاز به آموزش ندارند.

بنابراین هر عملی که مطابق روش معمول مردم باشد، مطابق فطرت و معروف است و امر دیگری مورد نیاز نیست.

در نظام حقوقی خانواده، عمل به معروف یک اصل فقهی  حقوقی و یک حکم اخلاقی می باشد. عمل به معروف نوعی عمل به تکلیف است‌؛  به عبارت دیگر‌، معروف ضابطه و ملاکی برای تعیین و تشخیص تکلیف است‌؛  زیرا بدون رعایت جنبه های اخلاقی نمی توان سعادت خانواده را تأمین و تضمین نمود‌. آیات مربوط به حسن معاشرت به معروف درصدد تأسیس یک اصل فقهی  حقوقی هستند که بر تمامی روابط زوجین سایه افکنده و ضابطه و ملاک تشخیص برای تعیین حقوق و تکالیف باشد. آیه شریفه «…وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ…[1]» موید مسأله فوق است‌؛  زیرا ملاک تعیین حقوق متقابل زوجین است‌. فقها نیز در مصادیق مختلف بدان استناد نموده اند.

 

3-2- مفهوم حسن معاشرت به معروف

صمیمیت زوجین در حد قابل قبول و انتظار، موجب تحکیم روابط محبت آمیز بین آنان می‌شود، تا آن جا که می توان گفت اصل اساسی در ازدواج موفق، ایجاد صمیمیت بین زوجین است. صمیمیت یک فرایند پویا است که بر اعتماد و احترام متقابل استوار است و آن یک نیاز واقعی است که ریشه درونی داشته، از نیاز بسیار اساسی برای دلبستگی نشأت می گیرد.خانواده سیستم ارتباطی منحصر به فردی است که فراتر و متفاوت از روابط دوستانه میباشد و ارزش اصلی آن، حاصل شبکه روابطی است که توسط اعضای آن بوجود آمده است. در نظام خانواده، عنصر ارتباط بسیار تعیین کننده است(گلدنبرگ و گلدنبرگ، ۲۰۰۰). اهمیت ارتباط به قدری است که سنگ زیربنای بهزیستی کلی خانواده عنوان شده است، طوری که الگوهای ارتباطی آشفته بر سلامت روان زوج اثر چشمگیری دارد (سیفر و اسچارز، ۲۰۱۱). از سوی دیگر، این اعتقاد وجود دارد که صمیمیت از جمله دلایل اصلی افراد برای برقراری یک رابطه با همسر و ارضاء نیازهای عاطفی است. چرا که داشتن روابط صمیمانه یک نیاز و انگیزه اساسی در انسان می باشد.

صممیمت سنگ  زیربنای یک ارتباط موفق و سالم میان زوجین و ارضاء نیازهای عاطفی است.

صمیمی نبودن همسران و احساس کمبود صمیمیت در روا بط زناشویی، یکی از شاخص های آشفتگی در روابط زناشویی محسوب می‌شود.  مفهوم صمیمت و نزدیکی از نظر بیشتر درمانگران، اساس چالش در روابط زناشویی و از پیش‌بینی‌‌کننده‌های عمده موفقیت در درمانهای زناشویی می‌باشد. صمیمت در ازدواج با ارزش است زیرا تعهد همسران به پایداری رابطه را افزایش داده و به طور مثبتی با سازگاری و رضایت زناشویی همراه است.

کلمه «معاشرت» بر وزن مفاعله است که با توجه به اینکه باب مفاعله از مفاهیم اجتماعى و دوسویه است، یعنی این حسن رفتار باید دوسویه و متقابل باشد؛ هم از ناحیه مرد و هم از ناحیه زن. اگر موضوع معاشرت با پسوند خانواده موردنظر و گفتگو باشد، همان‌طور که در آیه ۱۹ سوره نساء آمد،ه به این معنى است که معاشرت به معروف ملاک رفتارى براى مردان تنها نیست و مقصود از «عاشروهنّ بالمعروف» هم‌زمان، تعیین ملاک و مبناى رفتارى شوهر با زن و زن با شوهر خویش است؛ پس مردان و زنان در رفتار متقابل خانوادگى و زناشویى از این زاویه که هر دو باید طبق معروف رفتار کنند، همسان و برابرند.

براساس ماده 110 قانون مدنی «زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگرند» و در تعریف حسن معاشرت می‌گوید: حسن معاشرت به معنای خوش رفتاری و برخورد شایسته در حد متعارف است و معیار حسن معاشرت، عرف زمان ومکان سکونت زوجین است و معیاری در قانون پیش بینی نشده است. در آیه 19 سوره نساء آمده است «عاشروهن بالمعروف» یعنی با زنان خود حسن معاشرت در حدود متعارف داشته باشید. البته منظور این نیست که فقط مردان مکلف به حسن معاشرت با زنان هستند، چون در صدر اسلام مردان اغلب با زنان خود رفتار خشونت‌آمیز داشته‌اند. در آیه به مردان امر به حسن معاشرت شده است ولی حسن معاشرت در خانواده باید طرفینی باشد و ازاین جهت تفاوتی میان زن ومرد وجود ندارد همان طور که قانون مدنی تفاوتی بین زوجین قایل نشده است.

در تفسیر المنار می خوانیم: « در مفهوم معاشرت مشارکت و برابرى نهفته است‌، یعنى ای مردان با زنان بر اساس متعارف رفتار کنید ! و زنان نیز مى باید با مردان بر پایه معروف معاشرت داشته باشند» (رشیدرضا، 1995).

وهبه زحیلى از قرآن پژوهان و مفسران معاصر‌، به هنگام برشمارى حقوق شوهر بر زن‌، از حقوق برخورد و معاشرت به معروف یاد مى کند (زحیلی، 1412).

[1]  سوره بقره، آیه 228

دانلود از لینک زیر :