بررسی تاثیر کفایت حاکمیت شرکتی بر عملکرد شرکت‌های پذیرفته شده در بورس

مزایای حاکمیت شرکتی

حاکمیت شرکتی برای ذینفعان مثل سرمایه‌گذاران، اعتباردهندگان، هیات‌مدیره، مدیریت و کارکنان و همچنین صنایع و بخش‌های اقتصادی می‌تواند مفید باشد. حاکمیت شرکتی مناسب با حل تضاد منافع به ذینفعان کمک می‌کند، عملکرد شرکت را بهبود بخشد و بازده مناسبی از سرمایه‌گذاری را برای سهامداران ایجاد کند. مزایای به دست آمده از حاکمیت شرکتی به صورت مستقیم (گردش بهتر سرمایه و دستیابی به هزینه پایین‌تر سرمایه) و غیرمستقیم (اعتبار و فرصت‌های سرمایه‌گذاری بیشتر) خواهد بود. شرکت‌های دارای حاکمیت مناسب، از سیستم‌های قانونی قوی، تخصیص منابع کارا، ثبات مالی و اقتصادی و نرخ رشد ملی و جهانی برخوردارند. حاکمیت شرکتی یک عنصر اساسی در افزایش اعتماد سرمایه‌گذار، ارتقای حس رقابتی و در نهایت بهبود رشد اقتصادی است. البته این فرآیند ساده‌ای نیست، مزایای حاکمیت شرکتی در بلندمدت ظاهر می‌شود و هزینه کوتاه‌مدت بر شرکت تحمیل می‌کند. مدیران اجرایی که بر نتایج کوتاه‌مدت تمرکز می‌کنند تنها این هزینه‌ها را می‌بینند نه مزایای آن را، بنابراین باید انگیزه‌ای در مدیریت برای اجرای اهداف حاکمیت شرکتی ایجاد شود. این اهداف شامل ایجاد فرهنگ اخلاقی، مطیع قانون بودن شرکت، تشکیل حسابرس داخلی موثر بر مدیریت در امور مالی و عملیاتی نظارت کند می‌باشد (نبوی‌چاشمی، 1389).

 

2-2-8 طبقه‌بندی سیستم­های حاکمیت شرکتی

بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که هر کشوری سیستم حاکمیت شرکتی منحصر به فرد خود را دارد. به اندازه کشورهای دنیا، سیستم حاکمیت شرکتی وجود دارد. سیستم حاکمیت شرکتی موجود در یک کشور با تعدادی عوامل داخلی از جمله ساختار مالکیت شرکت­ها، وضعیت اقتصادی، سیستم قانونی، سیاست­های دولتی و فرهنگ، معین می­شود. ساختار مالکیت و چارچوب­های قانونی از اصلی­ترین و تعیین­کننده­ترین عوامل سیستم حاکمیت شرکتی هستند. همچنین، عوامل خارجی از قبیل میزان جریان سرمایه از خارج به داخل، وضعیت اقتصاد جهانی، عرضه سهام در بازار سایر کشورها و سرمایه­گذاری نهادی فرامرزی، بر سیستم حاکمیت شرکتی موجود در یک کشور تاثیر گذارند (بنویدی، 1385).

تلاش­هایی برای طبقه‌بندی سیستم‌های حاکمیت شرکتی صورت گرفته که با مشکلاتی همراه بوده است. با این حال، یکی از بهترین تلاش­ها که از پذیرش بیشتری نزد صاحب‌نظران برخوردار است، طبقه‌بندی معروف به سیستم­های درون‌سازمانی و برون‌سازمانی[1] است. عبارت درون‌سازمانی و برون‌­سازمانی، تلاش‌هایی را برای توصیف دو نوع سیستم حاکمیت شرکتی نشان می‏دهند. در واقع بیشتر سیستم‌های حاکمیت شرکتی، بین این دو گروه قرار می‌گیرند و در بعضی از ویژگی‌ها آنها مشترک هستند. این دوگانگی حاکمیت شرکتی، ناشی از تفاوت­هایی است که بین فرهنگ­ها و سیستم­های قانونی وجود دارند. با این همه، کشورها تلاش دارند تا این تفاوت­ها را کاهش دهند و امکان دارد که سیستم‌های حاکمیت شرکتی در سطح جهانی به هم نزدیک شوند (کاشانی‌پور و رسائیان، 1388).

[1]. Insider/Outsider

متن کامل در سایت زیر :

ایان نامه بررسی تاثیر کفایت حاکمیت شرکتی