انواع آرمانی اعتماد بر اساس بازی اعتماد

  • انواع آرمانی اعتماد بر اساس بازی اعتماد

مولرینگ(2005)  بر اساس بازی اعتماد[1] سه نوع آرمانی یا ناب از اعتماد را معرفی می کند : اعتماد عقلانی[2] ، اعتماد نهادی[3] و اعتماد فعال[4] . مطابق شکل 4 اعتماد کننده A   مقدم بر اعتماد شونده B   قرار دارد اما در عین حال  A انتخابها واحتمالا رفتارهایB  را ملاحظه می کند در حالیکه انتخابش را انجام می دهد. برای B  مسئله  احترام گذاردن[5] و یا سوء استفاده کردن[6]در صورتی مطرح می شود که A  اعتماد کند. بر فرض یک تعامل مجرد و مثبت بودن همه متغیرها ، ب تنها به مورد اعتماد قرار گرفتن تمایل ندارد بلکه در سوء استفاده از ان هم تمایل دارد زیرا : w + x ≥ w .  این امر با عدم اعتماد A  به جهت پیشگیری از باختن Y  پیشگیری می شود .بناراین نه A  و نه B چیزی را نمی بازند و برنده هم نمی شوند. به هرحال آنها می توانند ترتیب اعتماد – احترام را مرجح ببینند از آنجاییکه این توالی به  ترتیب نتایج V  و W  را وعده می دهد. بازی اعتماد به هر حال مسئله ای غامض از نظر اجتماعی می گردد از انجاییکه  0 < X  و – y < 0    می شود. مولرینگ بر این مبنا به توضیح سه نوع آرمانی اعتماد می پردازد و آنها را بر اساس بازی اعتماد به سه نوع اعتماد عقلانی ، اعتماد اعتماد فعال و اعتماد نهادی تقسیم می کند که در ذیل هر سه نوع می آید..

  • اعتماد عقلانی :

در اعتماد عقلانی اعتماد کننده نمی تواند دربرابر انتخاب عقلانی پیشنهاد شده بوسیله  نتایج  قرار گیرد و به هر صورت باید ان را انجام دهد. تحقیق درباره اعتماد عقلانی ناظر به این هدف است که چگونه بازی می تواند به شیوه ای تدبیر شود که ترتیب مرجح اعتماد – احترام در تعاملات افزایش یابد بدون اینکه انتخابهای بازیگر غیرعقلانی یا بایحتیاطی تلقی شود. اگر همه بازیگران عقلانی بوده،  از قبل در فکر نفع شخصی باشند ، ساختار حصول نتایج بازی را بدانند و اگاه باشند که افراد دیگر تمامی این احتمالات را فرض کرده اند بنابراین این اعتماد تشکیل می شود در صورتیکه اعتمادشونده در فکر سوء استفاده از اعتماد بر نیامده باشد. اگر x > 0  ،

[1] – Game Trust

[2] – Rational Trust

[3] Institutiona Trust

[4] – Active Trust

[5] – Honouring

[6] – Exploiting

بنابراین اعتماد شونده B غیر قابل اعتماد است نه به این دلیل که او بدخواه است بلکه منفعت شخصی عقلانی او امر کرده است که باید زا اعتماد A سوءاستفاده کند.

–  اعتماد نهادی

در اعتماد نهادی برخلاف اعتماد عقلانی که بیشتر برمنفعت شخصی بازیگران و منطق اقتصادی حصول نتایج توجه می شود به فرایندها و نهادها توجا می شود و به عنوان جایگزین بنیادی برای دیدگاه نظریه ای بازی شرح داده شده در بالا ارائه می گردد. در این دیدگاه ترتیب یا توالی اعتماد – احترام مورد محاسبه قرار می گیرد اما اعتماد نهادی برپایه این ایده قرار دارد که بازیگران بع اعتماد احترام گذارده و ان را می پذیرند زیرا برای آان ارزش قائل می شوند.به بیان دیگر اعتماد نهادی به این معنا است که بازیگران بازی اعتماد را می بینند ، آن را همانطور می شناسند و به شیوه ای از پیش تعیین شده بدون حتی تفکر درباره ارزش متغیرها عمل می کنند. اعتماد  نهادی بر فرایند تاکید می کند که به موجب آن بازیگران به طور اجتماعی بازی را می سازند و حفظ می کنند. اگر بازیگران مرتبا توالی اعتماد – احترام را نمایش دهند ، آنها ممکن است بازی را دقیقا طبق روش معمول و عادی انجام دهند. بنابراین اعتماد به جای یک تصمیم عقلانی  تعامل نهادی شده تلقی می شود.        مولرینگ نقش قوانین ، نقشها و مسائل عادی[1] را در این راه مهم می داند. قوانین چه در صورت مکتوب و قانونی و چه در شکل نانوشته نه تنها مشروعیت دهنده و تضمین کننده مجازات در شکل سودمندگرایی عقلانیی هستند بلکه تجسم بخشی از واقعیت اجتماعی و  هویت اجتماعی بازیگرانی هستند که در آن قرار دارند.

بازیگران معمولا بر معمولی بودن موقعیت و اعتبار قوانین پایه ای تاکید می کنند و به طور فعال مشغول معمولی کردن[2] ودوباره تعریف کردن پدیده هایی هستند خارج از قوانین بازی قرار گرفته اند.نقشها افراد را برای فعال بودن به طور اجتماعی قادر می سازند . واقعیت زندگی هرروزه هم خود را درقالب مسائل روزمره می نمایاند که جوهر و اساس نهادی کردن است. مسائل روزمره می تواند به عنوان اساس اعتماد نگریسته شود از آنجاییکه به طور مثال مادر هرروز صبح نگران ترک گفتن فرزندش به سوی مدرسه نیست چون او را به راننده سرویس ، معلم و بقیه اجزاء زندگی روزمره می سپارد.

مورلینگ مطرح می سازد که اگرچه نهادها هم منبع وهم هدف اعتماد هستند اما گاهی خود مورد اعتماد قرار نمی گیرند. مثلا برخی استانداردها در شرکتها ممکن است مورد قبول افراد واقع نشود و باعث بی اعتمادی نسبت به ان گردد. او با نقل از لومانو گیدنز (1990) این مشکل را اینطور توضیح می دهد که اعتماد به یک نهاد به معنای اطمینان به کارکرد قابل اتکای آن است و بر پایه کنترلهای آشکار و عملکرد نمایانگر به جای کارکرد های درونی آن نهاد به عنوان کل ، بنا شده است.

  • اعتماد فعال

اعتماد فعال هم هنگامی است که هیچ قاعده ، نقش و مسائل روزمره و هیچ براورد مربوط از نتایج حاصل وجود ندارد و این به این معنا است که اعتماد عقلانی و نهادی امکان نخواهد داشت. در این حالت افراد سعی میکنند تا از طریق تعاملشان توالی اعتماد- احترام را خلق کنند که حتی در ابتدا قادر به شرح ان به طور معنادار یا محاسبه عقلانی آن نبودند. با اقتباس از داستان رابینسون کروزو که در جزیره ایسلند افتاد مورلینگ توضیح می دهد که او با نهادها یا نتایجی که راهنمای زندگی مردمان آن چزیره بود هیچ آشناییتی نداشت و همینطور چگونگی رفتار انان با غریبه ها را هم نمی دانست. این وضعیتی است که اعتماد فعال موجب رهانیدن او از جزیره ایسلند بوسیله خلق فرایندهای منعطف تعامل و یا از بین رفتن او و یا حتی ممزوج شدن او در مردمان جزیره می شود. اعتماد فعال بوسیله مفهوم آشنایی و نا آشنایی و آشناسازی لومان(1988) هم توضیح داده می شود به این مفهوم که بازیگران در فرایند آشناسازی شرکت می جویند همانطور که مشغول انتقال بین نا آشنایی و آشنایی هستند. طبق نظریه لومان اعتماد در جهانی آشنا بدست می آید و آشنا بودن نسبت به همه چیز واقعیت غیر قابل انکار زندگی است در حالیکه برخی مسایل نا آشنا هنوز برای ما وجود دراد. در طی  فرایند تبدیل و انتقال پدیده های نا آشنا به درون مسایل آشنای قبلی ، جهان زندگی فرد تغییر می کند. بنابراین اگر اعتماد عموما بر اساس آشنایی با مثلا نهادها یا نتایج بالقوه قرارداده می شود ، آنگاه اعتماد فعال در یک بافت نسبتا ناآشنا بر اساس آشنایی سازی بازتابی[3] بنا می شود. (مورلینگ ، 2005).

[1] – Rules, Roles and Routines

[2] – Normalize

[3] – Reflexive Familiarization