اندیشه سیاسی اسلام

آیت‌الله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی از اعضای مؤسس جامعه روحانیت مبارز در این باره می‌گوید:
ما نمی‌گوییم اسلام، دین اخلاق است و بس، دین نظام، قانون، قدرت و اسلحه هم هست، اما دین نظام، قانون و اسلحه تنها هم نیست، بلکه هم نظام، هم قانون، هم قدرت، هم اسلحه، هم اخلاق و هم خودسازی‌ها و تربیت‌های معنوی همه باهم.
طبق مطلب فوق جامعه روحانیت مبارز اسلام را نظامی کامل می‌داند که در درون خود شامل نظام‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و دفاعی، جهادی، امنیتی و مانند آن است. با توجه به این معنا در ماده پنجم اساسنامه مصوب 1375 می‌خوانیم:
کلیه فعالیت‌های جامعه [روحانیت مبارز] براساس ضوابط و سنن وشعائر اصیل اسلامی که از طریق روش صحیح اجتهاد به دست می‌آید، خواهد بود(اساسنامه جامعه روحانیت مبارز مصوب 1375: 4).
2- وحدت دین و سیاست (نفی سکولاریزم)
از درون جریان‌های موجود در حوزه‌های علمیه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، جامعه روحانیت مبارز جزو روحانیون سیاسی و طرفدار امام خمینی بودند که به دلیل اعتقاد به جامعیت اسلام و وحدت دین و سیاست، سکولاریزم را به شدت نفی می‌گردند، آنان همچون رهبر عظیم‌الشأن خود امام خمینی معتقد بودند که:
اسلام دین سیاست است. این نکته را هرکس که کم ترین تدبری در احکام حکومتی،‌ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اسلام بکند آشکار می‌گردد. پس هرکه را گمان بر این برود که دین از سیاست جداست، نه دین را شناخته است و نه سیاست را(خمینی، 1404ق: 234).
برپایه همین اعتقاد بود که آنان حضور در صحنه سیاست و اجتماع را یک تکلیف شرعی برای خود به شمار می‌آوردند و در این راه زندان‌ها، شکنجه‌ها و تبعیدها را به جان خریدند. در اندیشه جامعه روحانیت مبارز اسلام دین دنیا و آخرت، اخلاق و سیاست و عرفان و حکومت است و امام خمینی (رحمه‌الله) در عصر حاضر احیاگر این نوع تفکر بوده است، در بیانیه جامعه روحانیت مبارز می‌خوانیم:
ما همیشه و همه جا و در هر حال وامدار آن یگانه دوران هستیم که توانست با انقلاب عظیم خود جان تازه‌ای به اسلام و معنویت در جهان بدهد و الگویی از همزیستی جامع دین و دنیا را به بشریت ارائه دهد.
3- نظام ولایی
از مهم‌ترین مبانی فکری جامعه روحانیت مبارز، اعتقاد به نظام ولایی است. بر این اساس، این تشکل به یک نظام سلسله مراتبی شامل ولایت الله جل جلاله، ولایت انبیا و بویژه رسول‌الله (ص)، ولایت امام معصوم (ع) و ولایت فقیه عادل معتقد است.
طبق این اعتقاد، جامعه روحانیت مبارز، نظام خلافت و یا سایر نظام‌‌های سیاسی را که در این سلسله مراتب نمی‌گنجند، برنمی‌تابد. این تشکل با توجه به اعتقاد به توحید یا خدا محوری، اختصاص حاکمیت و تشریع را برای غیرخدا و آنان که خداوند اجازه نداده است، نامشروع می‌داند .
از آنجا که اصل توحید انحصار حاکمیت را به خداوند می‌دهد، اصل نبوت نیز مجرای تحقق حاکمیت تشریعی خداوند محسوب می‌شود. بر این اساس هم حاکم، مشروعیت خود را از خداوند می‌گیرد و هم قوانین.
همچنین امامت، استمرار نبوت بوده، با توجه به تنصیص ائمه دوازده گانه توسط پیامبر اعمظم (ع) و امام قبل، آنان نیز همچون رسول‌الله (ص)، صاحبت ولایت مطلقه‌اند. درعصر غیبت کبرای امام زمان (عج) نیز با توجه به نصب توصیفی فقها از جانب معصومان (ع)، فقیه عادل، پرهیزگار، حافظ دین، مخالف هوای نفس، مدیر و مدبر، آگاه به زمان و مطیع امام عصر (عج) از همان ولایت مطلقه برای اداره جامعه برخوردار است. بر این مبنا در بیانیه جامعه روحانیت مبارز درباره نظریه ولایت فقیه می‌خوانیم:
این نظریه [ولایت فقیه] مبتنی بر اندیشه ناب اسلامی و در امتداد ولایت خدا و رسول و ائمه معصومین (ع) است که رأی بالای آحاد ملت به عنوان مهر تأیید و مقبولیت بر آن ثبت است.
4- ولایت مطلقه فقیه
در نگاه جامعه روحانیت مبارز، ولایت عام یا مطلقه فقیه اصیل‌ترین رکن اندیشه سیاسی اسلام است:
ما معتقدیم نظریه ولایت فقیه مترقی‌ترین، شفاف‌ترین، صریح‌ترین و اصیل‌ترین اندیشه معاصر در باب حکومت است.
آیت‌الله مهدوی کنی در این باره می فرماید:
اولین چیزی که ما به عنوان اصل و مبنا در مواضع فکری و سیاسی روی آن تکیه می‌کنیم حمایت از ولایت عامه فقیه است. البته من تعبیر عامه می‌کنم که اصطلاح فقهی، ولایت عامه است. اگرچه در اصطلاح عرف، ولایت مطلقه می‌گویند.
در بیانیه دیگری، ولایت فقیه، ناب‌ترین موضوع اندیشه دینی در باب حکومت اسلامی معرفی شده که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران گنجانده شده است.
مکانت ولایت مطلقه فقیه در اندیشه اعضای جامعه روحانیت مبارز تا بدانجاست که:
همه ارگان‌ها و نهادهای کشور، مشروعیت خود را از ولی فقیه زمان کسب می‌کنند. لذا تبعیت مطلق از مقام والای ولایت فقیه و حراست از منزلت منیع آن از مهم‌ترین وظایف اسلامی و ملی است و معارضه با آن به منزله معارضه با اسلام و حکومت اسلامی است( روزنامه اطلاعات، 11/3/1369).
با توجه به استنادات یاد شده، فقیه جامع‌الشاریط (عادل، باتقوا، مدیر و مدبر و آگاه به مسائل روز)، مبسوط الید بوده و در همه امور حکومتی و اجتماعی، حق تصرف مشروع دارد. بر این اساس جامعه روحانیت مبارز، ولایت مقیده فقیه را نمی‌پذیرد(سلیمی بنی، 1388: 120).