انتخابات ریاست جمهوری

پس از واقعه توهین روزنامه اطلاعات در مقاله روز شنبه 17 دی ماه با عنوان «ایران واستعمار سرخ و سیاه» که به ساحت امام خمینی (ره) توهین شده بود نیز جامعه روحانیت مبارز تهران طی اطلاعیه‌ای آنرا محکوم کرد. همچنین نسبت به کشتار مردم قم در 19 دی ماه اعتراض خود را بیان داشت. روحانیت مبارز تهران در تاریخ 20/10/1356 طی نامهای به مراجع تقلید اهانت روزنامه اطلاعات و حادثه شهادت مردم قم در 19 دی را محکوم کردند.(شیرخانی، 1377: 344) از جمله افراد زیر این نامه را امضا کرده‌اند: مرتضی مطهری، محمدرضا مهدوی کنی، محمدتقی فلسفی، سیدهادی خسروشاهی، مرتضی ایروانی، محی‌الدین انواری، موسوی اردبیلی، محمد امامی کاشانی،عبدالمجید ایروانی، موحدی کرمانی، فضل‌الله محلاتی، موسوی خوئینی‌ها، امام جمارانی، موحدی ساوجی،‌ مهدی شاه‌آبادی، عبدالمجید معادیخواه،مهدی کروبی،‌جعفر شجونی، سیدعلی غیوری و … .
علاوه بر این روحانیت مبارز تهران پس از واقعه 29 بهمن تبریز که در چهلم شهدای قم برگزار شد، علاوه بر تشویق مردم تبریز، سرکوب آن توسط رژیم را محکوم کرد که در ادامه مباحث کتاب متن اعلامیه به همراه اسامی بیش از پنجاه امضاء شور و شوق مبارزه را تداوم بخشیدند:
ما سال نو را با احساس عمیقی از احترام به شهیدان قم و تبریز و همدردی با خانواده های مصیبت زده آنان و با اعلام شور و شوق بیشتر به ادامه مبارزه ملت ما با استبداد و ظلم و فساد و تجدید پیمان عمیق با خدا و قرآن و آیین خدا – که آیین فضیلت و آزادی و عدالت است – آغاز می‌کنیم(دوانی، 1377: 78).
بدین سان جامعه روحانیت مبارز تهران تحت رهبری و در پی رهنمودهای امام خمینی به تداوم هدایت حرکت اسلامی ملت ایران اقدام می‌نماید.
از آنجا که ایام مذهبی مانند محرم و صفر و رمضان یکی از عوامل شتاب دهنده به حرکت‌های اسلامی در تاریخ معاصر ایران؛ با فرارسیدن ایام ماه مبارک رمضان در سال 1357، کانون مبارزه علیه رژیم در مساجد از جمله مسجد قبا، لرزاده، هدایت، مسجد جامع نارمک، مسجد امام‌حسین (ع) و دیگر مساجد به شدت فعال بود. در این مساجد اعضای جامعه روحانیت مبارز همچنان به هدایت مبارزات می‌پرداختند، آنان معمولاً در این ایام جلسات زیادی داشتند و آن دسته از روحانیانی که در زندان نبودند و در فواصل آزادی از زندان و بهره‌ گیری از شرایط تبعید به تداوم مبارزه همت می‌گماشتند. رژیم پهلوی که دیگر اقتدار سال‌های قبل را نداشت و با توجه به گسترش مبارزات مردمی ناچار بود بسیاری از اعضای روحانیت مبارز را که دستگیر می‌کرد، آزاد کند. نماز شکوهمند عید سعید فطر 1357 به امامت عضو برجسته جامعه روحانیت مبارز شهید دکتر مفتح و راهپیمایی پس از آن با جمعیت حدود 200 هزار نفری که از قیطریه به سوی خیابان دکتر شریعیت راه افتاد، نقش روحانیت مبارز را در بهره‌ گیری از مناسبت‌های مذهبی علیه رژیم آشکارتر کرد.
در این میان به دلیل گسترش مبارزات و حضور فعال مردم جنوب تهران، جامعه روحانیت مبارز شاخه جنوب تهران نیز تشکیل شد و آیت‌الله مهدوی کنی و شهید محلاتی در منزل مرحوم آقا نظام الهی قمشه‌ای ساکن خیابان خراسان اولین جلسه آن را تشکیل دادند. پس از آن شاخه جنوب روحانیت مبارز که اعلامیه‌های آن عمدتاً‌ بوسیله آیت‌الله عمید زنجانی تنظیم می‌شد، نقش فعالی در مبارزات داشت. حوادث بعدی انقلاب مانند فاجعه سینما رکس آبادان و فاجعه 17شهریور، 13آبان(کشتار دانش‌آموزان و دانشجویان) در شرایطی که از سوی رژیم در تهران و 11شهر دیگر حکومت نظامی اعلام شده بود، همچنان بر وحدت و انسجام بیشتر جامعه روحانیت مبارز افزود. آنان به رغم شرایط بسیار سخت و وحشت حاکم از پای ننشستند و با محکوم کردن جنایات رژیم ، رهبری روحانیت را تداوم بخشیدند(آبراهامیان، 1382: 442).
نباید فراموش کرد که دعوت تاریخی جامعه روحانیت مبارز برای راهپیمایی عظیم تاسوعا و عاشورا بزرگترین ضربه را به رژیم استبداد زد و در واقع رفراندمی بزرگ برای نفی نظام سلطنتی بود. متن این فراخوان در بخش عملکرد جامعه خواهد آمد. دعوت یاد شده در شرایطی صورت گرفت که رژیم از حکومت نظامی به سوی دولت نظامی ژنرال ازهاری تحول یافته بود: فرار شاه در 26 دی ماه نیز سودی به حال رژیم نداشت و دولت بختیار نیز از سوی مردم «نوکر بی‌اختیار» لقب گرفته بود. تلاش بختیار با بستن فرودگاه برای جلوگیری از آمدن امام خمینی به ایران با تحصن روحانیان مبارز در دانشگاه تهران و اعتراض مردم روبرو شد. جامعه روحانیت مبارز کمیته استقبال امام را تشکیل داده بود. تحصن در دانشگاه تهران نیز زیر نظر دو عضو برجسته آن یعنی شهیدان مطهری و بهشتی انجام شد. کانون فعالیتهای ستادی جامعه روحانیت مبارز تهران در سال 1357 علاوه بر منازل اعضا از جمله شهید بهشتی در چندین نقطه شهر تهران متمرکز بود که مهم‌ترین آن «مدرسه رفاه»، «مدرسه علوی» و «مدرسه عالی شهید مطهری» (سپهسالار) بود.
در نهایت در پرتو مبارزات مردم و اقشار مختلف در کشور، جامعه روحانیت مبارز با تشکیلات منسجم خود به عنوان رکن اصلی مبارزات با هدایت انقلاب تحت رهبری امام خمینی زمینه را برای پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 فراهم کرد. در موقعیت زمانی مذکور مسئولیت بسیج توده‌های مردم و سازماندهی تظاهرات ضد رژیم شاهنشاهی و نیز انتقال پیام‌های کتبی و شفاهی رهبر فقید انقلاب، حضرت امام خمینی (ره) به انقلابیون مذهبی در شهر تهران که در حکم نقطه ثقل مبارزات ضد رژیم بود، برعهده جامعه روحانیت مبارز تهران بود(طاهر، 1369: 67).
در حالی که بسیاری از تشکل‌ها و جریانات سیاسی غیراسلامی و ضدرژیم محمدرضا شاه با مشکلاتی همچون فقدان رهبری، ضعف تشکیلاتی، عدم انسجام فکری، تفرقه و انشعابات روبه رو بودند، مجموعه نهاد روحانیت به طور عام در سراسر کشور و تشکل «جامعه روحانیت مبارز» به طور خاص در سطح شهر تهران، ضمن بهره‌مندی از رهبری قاطع و بی نظر حضرت امام، و دارابودن شبکه‌ای از روحانیون، به طور فعال ابتکار علم را در مبارزات از طریق برنامه‌ریزی برای راه‌پیمایی‌ها، اعتصابات، تعطیلی بازار، سخنرانی در مساجد، تهیه شعارها و تکثیر و پخش اعلامیه‌های حضرت امام در بین مبارزی، بسیج مردم و اداره و تأمین مبارزین و مقابله با فشارها و خفقان طاغوتی را در دست داشتند.
گفتار دوم: جامعه روحانیت مبارز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی
در این دوره مباحثی از قبیل شرایط و مقتضیات ادامه فعالیت تشکل جامعه روحانیت، تأسیس و تعطیل حزب جمهوری اسلامی و انشعاب مجمع روحانیون در تاریخچه جامعه روحانیت مبارز وجود دارد که در زیر به آنها می‌پردازیم:
شرایط و مقتضیات استمرار فعالیت جامعه بعد از انقلاب
با پیروزی انقلاب اسلامی، بزرگانی نظیر شهید بهشتی به این جمع‌بندی رسیدند که برای اداره کشور نیاز به کار تشکیلاتی جدیتری است و اهمیت کار اقتضا میکند که فالیتهای جامعه روحانیت از حالت دور همنشینی و نیمه سازمانی تغییر و برای پاسخ گویی به نیازهای مختلف سیاسی، فعالیت‌های جامعه روحانیت در قالب تشکیلاتی سازمان یافته‌تر، استمرار یابد. با پیروزی انقلاب اسلامی و ایجاد نظامی دینی، شرایط جامعه روحانیت مبارز نیز با دوران پیش از انقلاب به طور کلی تغییر کرد و جامعه روحانیت ضمن درک ضرورت استمرار فعالیتهایش در پاسداری از نظام اسلامی، دیگر مجبور نبود همانند شرایط قبل از انقلاب به صورت مخفیانه کارهایش را پیش ببرد. بر همین اساس پس از انقلاب با تدوین اساسنامه به صورت آشکار فعالیتهای تشکیلاتی خود را آغاز کرد. آنگاه روحانیت مبارز مناطق را در سطح شهر تهران از طریق سازماندهی روحانیت مناطق 12 گانه و انتخاب مسئول هر منطقه، راه اندازی و تأسیس کرد تا با پاسداری از انقلاب به ایفای نقش خود در تحقق نظامی اسلامی بپردازد.
بهره اول: تأسیس حزب جمهوری اسلامی و فعالیت تحت‌الشعاع آن
تعدادی از بزرگان و اعضای مؤسس جامعه روحانیت مبارز تهران ضمن هماهنگی و مشورت با امام (ره)، تشکیلات سیاسی گسترده‌ای به نام «حزب جمهوری اسلامی» را بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب، به منظور پاسدارای از دستاوردهای انقلاب، مبارزه با ضدانقلاب، ایجاد امید در مردم و بهره‌گیری از مبارزات ضداستبدادی مردم برای اجرا و تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی ایجاد کردند. تئوریسین، مغز متفکر و طراح اصلی این تشکل که بزرگترین و گسترده‌ترین حزب در تاریخ احزاب سیاسی ایران بعد از انقلاب محسوب می‌شود، مرحوم شهید آیت‌الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی بود.ایشان در مورد زمان، علت نامگذاری و بنیانگذاران این حزب فرمودند:
با تأکید امام (ره) 7 یا 8 روز پس از پیروزی انقلاب حزب را اعلام کردیم … و چون ما به جمهوری اسلامی و حکومت اسلامی می‌اندیشیم نام آن را گذاشتیم حزب جمهوری اسلامی.
پس از انقلاب ما پنج نفر [بهشتی، خامنه‌ای، رفسنجانی، باهنر، موسوی اردبیلی] موجودیت حزب را اعلام کردیم. البته به آقای مهدوی کنی هم گفته بودیم ولیکن استقبال نکرد(قاسمی، 1361: 141).
به دو دلیل عمده در این قسمت از بحث، لازم است تا تصویری هر چند اجمالی از حزب جمهوری اسلامی ارائه گردد. از یک سو به این دلیل که اعضای مؤسس این حزب همگی از مؤسسین و بنیان‌گذاران جامعه روحانیت بودند و از سوی دیگر از هنگام تأسیس حزب جمهوری اسلامی تا زمانی که آن حزب فعالیت خود را متوقف کرد، فعالیت سیاسی جامعه روحانیت مبارز، تقریباً تحت‌الشعاع آن حزب قرار داشت. بر این اساس شایسته است با دستیابی به شناختی اجمالی از این حزب، دلایل همفکری و ائتلاف جامعه روحانیت با آن حزب مشخص گردد.
پس از تأسیس حزب جمهوری اسلامی، با آن که جامعه روحانیت مبارز در عمل تعطیل نشد، اما به دلیل آن که فعالیت نخبگان و عناصر محوری این جامعه در حزب جمهوری اسلامی متمرکز گردید، جامعه روحانیت همراه با حزب به ایفای نقش پرداخت و جز در چند مورد خاص، موضع جداگانه‌ای اتخاذ نکرد.
یکی از این موضع‌گیری‌ها که به عنوان یکی از عملکردهای منفی جامعه روحانیت به حساب می‌آید و برخی از اعضای جامعه روحانیت را تا حد جدایی و انشعاب از این تشکل روحانی پیش برد، حمایت جامعه روحانیت از کاندیداتوری بنی‌صدر در اولین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران در روزهای نخست بهمن ماه 1358 هـ.ش بود. از آنجا که به دلیل منع امام(ره)در آن مقطع، شخصیت‌های روحانی نظیر شهید بهشتی نمی‌توانستند کاندیدای ریاست جمهوری شوند و از سوی دیگر نامزدی جلال‌الدین فارسی نیز با طرح مسئله افغانی‌الاصل بودن امکانپذیر نشد، حزب جمهوری اسلامی دکتر حسن حبیبی را معرفی کرد، اما در جامعه روحانیت مبارز با رأی گیری در شورای مرکزی در شرایطی که دبیر کلی آنرا شهید محلاتی برعهده داشت از 21 رأی، بنی صدر 17رأی آورد، لذا در تاریخ 13/10/1358 او را به عنوان نامزد خود معرفی کرد. ائتلاف حزب جمهوری اسلامی و جامعه روحانیت در سال‌های آغازین انقلاب اسلامی بسیار تعیین کننده و سرنوشت‌ساز بود. در انتخابات دوره اول مجلس شورای اسلامی که در 24اسفندماه 1358 برگزار شد، جامعه روحانیت مبارز در چارچوب ائتلافی با حزب جمهوری اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و انجمن اسلامی معلمان، در مقابل تشکل‌ها و گروه‌هایی نظیر سازمان مجاهدین خلق ایران، نهضت آزادی و گروههای چپ گرفت که این ائتلاف موفق شد اکثریت مجلس را از آن خود کرده، آقای هاشمی رفنجانی عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و جامعه روحانیت مبارز را به عنوان رییس مجلس انتخاب نماید. در این شرایط جامعه روحانیت مبارز با تقسیم کار بین شعبه‌های خود در 14 منطقه تهران و شهر ری فعالیت خود را بیش از پیش تقویت کرد. ائتلاف یاد شده در انتخابات ریاست جمهوری که پس از عزل بنی‌صدر صورت پذیرفت، کمک شایانی به انتخاب شهید رجایی و پس از آن کمک به انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان ریاست جمهوری اسلامی ایران نمود(کردی، 1375: 145).
گفتنی است که در تاریخ 30/7/1359، «جامعه روحانیت مبارز» با همین عنوان تقاضای ثبت نموده است تا طبق اساسنامه خود در سطح کشور فعالیت کند. اسامی مؤسسین در این درخواست، محی‌الدین انواری، اکبر هاشمی بهرمانی، فضل‌الله مهدی زاده (محلاتی)، عباسعلی سرفرازی و مهدی شاه‌آبادی ذکر شده است و تاریخ تشکیل آن را 1356 اعلام نموده و محی‌الدین انواری به عنوان دبیر جامعه و عباسعلی سرفرازی قائم مقام معرفی شده است. اساسنامه یاد شده در همین سال 1359 مورد بازنگری قرار گرفت، چون در آن فراتر از وظایف یک تشکیلات سیاسی و در سطح گسترده‌ای هدف‌گذاری شده بود. همچنین امام خمینی تأکید داشت که جامعه روحانیت مبارز تهران نمی‌تواند برای علمای شهرستانها تصمیم بگیرد. لذا طبق رهنمود امام اساسنامه با مسئولیت شهید بهشتی در جلسه ورای مرکزی جامعه اصلاح شد و عنوان جامعه به «جامعه روحانیت مبارز تهران» اصلاح شد(سلیمی بنی، 1388: 85).
به دنبال شهادت بنیانگذار و عضو مؤسس برجسته حزب جمهوری اسلامی در فاجعه هفتم تیر 1360 که از اعضای مؤسس و عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت نیز محسوب می‌شد و در شرایط عزل بنی‌صدر از مقام ریاست جمهوری در اول تیرماه 1360، در تاریخ 6/6/1360 (جمعه) از تعداد شصت نفر از روحانیانی که قبل از پیروزی اعلامیه‌های جامعه روحانیت مبارز را امضا می‌کردند، دعوت به عمل آمد تا در محل مجلس شورای اسلامی، شورای مرکزی جامعه را نتخاب کنند که در این میان 21 نفر انتخاب شدند(هاشمی رفسنجانی، 1381: 222-221). در این جلسه که به خاطر ملاحظات امنیتی در محل مجلس برگزار شد، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با 38رأی بیشترین آراء را کسب کرد. پس از شهادت شهید مطهری عضور برجسته جامعه روحانیت و ترور شکست خورده هاشمی رفسنجانی(خرداد 1358) و اینک ترور شکست خورده آیت الله خامنه‌ای(6تیر 1360) توسط گروه فرقان و پس از آن فاجعه 7 تیر با شهادت بهشتی و 8 شهریور با شهادت شهید باهنر حزب جمهوری اسلامی و جامعه روحانیت مبارز ضربات سختی را متحمل شدند و مسئولیت نخست وزیری بر عهده عضو برجسته دیگر جامعه یعنی آیت‌الله مهدوی کنی قرار گرفت. مدتی بعد نیز پس از موافقت امام با نامزدی روحانیان برای ریاست جمهوری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، عضو عالیقدر جامعه روحانیت، این مسئولیت بزرگ را برعهده گرفت و در شرایط سخت جنگی اداره کشور را پس از رأی بالای مردم و تنفیذ حکم از سوی امام خمینی بر دوش کشید. اینک پس از کنار رفتن لیبرال‌ها و شکست منافقین و سایر گروهها، مسئولیت به دست نیروهای خط امامی رسیده بود. حال پس از تعیین رییس جمهور جدید، نخست وزیر موقت یعنی آیت‌الله مهدوی کنی در تاریخ 23/7/60 استعفا داد و پس از آن در جلسه شورای مرکزی جامعه به تاریخ 10 آبان 60 به دبیر کلی جامعه روحانیت مبارز انتخاب شد که تاکنون این مسئولیت ادامه دارد(دارابی، 1375: 138).
سرانجام با انشعاب تعدادی از اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت، تشکل روحانی جدیدی به نام مجمع روحانیون مبارز تهران تأسیس شد که در مقطع بعدی آن را مورد بررسی قرار خواهیم داد. یادآور می شویم که با کنار رفتن لیبرال‌ها و ملی گرایان از صحنه قدرت در کشور و حاکمیت جریان حزب‌الله و خط امام، اختلافات درونی بر سر نحوه اداره کشور با توجه به بحران‌ها و مشکلات عظیم پس از پیروزی آشکارتر شد(مرتجی، 1377: 121).
این اختلافات از یک سو در حزب جمهوری اسلامی و جامععه روحانیت مبارز خود را نشان می‌داد و از سوی دیگر در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی.