فروش فایل پایان نامه : اعاده عملیات اجرائی-حقوق

محکوم به وجه نقدی مادی است :

در 2حالت ممکن است پرداخت محکوم به وجه نقدی  یا دین باشد : اولین حالت زمانی است که موضوع مستقیم دعوی پرداخت مبلغی وجه رایج بوده مثل زمانی که خواهان دعوای خسارت عدم انجام تعهد یا تعدیل اجاره بها اقامه نموده باشد . دومین حالت زمانی پیش می آید که محکوم به عین معین یا عمل معینی بوده که به دلایلی چون سرقت، تلف شدن، عدم انجام عمل و…قابل دسترس نباشد در این صورت محکوم بهی که عین معین بوده تبدیل به پرداخت وجهی مطابق توافق حاصله  و در صورت عدم توافق بر حسب نظر دادگاه که مبتنی بر نظر کارشناسی  صادر گردیده است می شود. در این صورت وجه نقد از محکوم علیه اخذ و تسلیم محکوم له می گردد و در صورتی که محکوم علیه وجه نقد نداشته و یا در دسترس نبوده یا مخفی نموده باشد نوبت به توقیف اموال محکوم علیه و تأمین محکوم به از حاصل فروش این اموال خواهد رسید .

گفتار چهارم : محکوم به مستلزم توقیف یا بازداشت اموال محکوم علیه می باشد :

مصداق بارز و شایع احکامی که پرداخت آن مستلزم توقیف اموال محکوم علیه اعم از منقول یا غیر منقول می باشد زمانی است که محکوم علیه از ادای محکوم بهی که نقدی بوده امتناع نموده ، بنابراین بحث توقیف اموال محکوم علیه به میان می آید که چنین توقیفی می تواند از اموال منقول محکوم علیه یا ازاموال غیرمنقول وی به عمل آید بنابراین  به بررسی مختصراین 2دسته از اموال می پردازیم .

الف – توقیف اموال منقول :

ماده 19 قانون مدنی اموال منقول را اینگونه تعریف نموده است : «اشیایی که نقل آن از محلی به محلی دیگر ممکن باشد بدون اینکه به خود یا محل آن خرابی وارد آورد». با توجه به تعریف ارائه شده از قانون مدنی در خصوص اموال منقول می توان اموال منقول قابل توقیف محکوم علیه را به وجه نقد، وسایل نقلیه (اعم ازوسایل دارا یا فاقد پلاک ثبتی)، سهم الشرکه ی شرکتهای تجاری، سرقفلی و حق کسب و پیشه و تجارت، حقوق استخدامی شخص و سایر اموال منقول تقسیم نمود، هریک از این اموال منقول ممکن است یکی از سه حالت ذیل را دارا باشد :

1-اموال منقول موجود در محل سکونت یا کار محکوم علیه : از مفهوم ماده ی 62قانون اجرای احکام مدنی اینگونه استنباط می گردد که اگر اموالی که توسط محکوم له برای توقیف معرفی می گردد در محل سکونت یا کارمحکوم علیه مستقر باشد بدون ارائه ی دلیل و مدرک اثبات مالکیت محکوم علیه این دسته از اموال قابل توقیف می باشد، منظور از محل سکونت مذکور در این ماده محلی است که محکوم علیه و عائله ی تحت تکفل وی در آن سکونت داشته باشند که مرادف همان منزل و مسکن می باشد ،مراد و مقصود از محل کار همان محلی است که شخص در آن روزانه به یکی از مشاغل اشتغال دارد بنابراین هنگامی که محل سکونت و کار محکوم علیه مشخص گردید اصل براین است که اثاثیه، وسایل و اموال موجود درآن متعلق به محکوم علیه می باشد البته باید توجه داشت که مراد و مقصوداز بکار بردن واژه ی محل کار در ماده ی 62قانون اجرای احکام مدنی محل کار شخصی می باشد نه عمومی بنابراین شخصی که در اداره ی دولتی یا شرکت عمومی کارمی نماید اتاق محل استقرار وی محل کار او محسوب گشته لیکن تجهیزات اداری یا متعلق به شرکت موجود در اتاق وی جزء اموال شخصی وی به حساب نمی آید.

سؤالی که در ذهن ایجاد می گردد این می باشد که اگر محکوم علیه با همسرش محل سکونت مشترک داشته باشد آیا تمامی اموال موجود در محل سکونت ایشان قابل توقیف خواهد بود؟

خرید و دانلود فایل (متن کامل ) با فرمت ورد در لینک زیر :

wq

اعاده عملیات اجرائی به وضعیت قبل از اجراء

ماده 63قانون اجرای احکام مدنی در پاسخ به این سؤال اینگونه بیان می دارد : «از اموال منقول موجود در محل سکونت زوجین آنچه معمولا  و عادتا مورد استفاده ی اختصاصی زن می باشد متعلق به زن  و آنچه مورد استفاده ی اختصاصی مرد می باشد متعلق به شوهر و بقیه از نظر مقررات این قانون مشترک بین آنان محسوب می شود مگر خلاف آن ثابت گردد». ماده ی مزبور دارای مبنای فقهی می باشد امام خمینی(ره) در کتاب تحربرالوسیله ی خود نیز در این خصوص چنین فرموده اند : «اگر زن و شوهری بر سر اثاث خانه نزاع کنند این بگوید از من است آن نیز بگوید از من است چنانکه نزاع در حال  زناشویی باشد یا پس از طلاق و جدا شدن از یکدیگر در اینجا چند قول وجود دارد که بهترین آن این قول می باشد که گفته شود اگر اثاث خانه از اموالی باشد که با مردان ارتباط دارد مثل شمشیر، سلاح و جامه ی مردانه حکم می کنیم به اینکه مال شوهر است و اگر از اموالی باشد که بیشتر زنان با آن سروکار دارند متعلق به زن است و اگر از اموال مشترک بین زن و مرد باشد مثل فرش و رختخواب باید ان اموال را مشترک بین آنان دانست  مگر خلاف آن ثابت گردد». سؤالی که در این خصوص در ذهن شکل می گیرد این است که مرجع تشخیص اموال اختصاصی یا مشترک بین اشخاص قاضی  دادگاه می باشد یا مأمور اجراء؟

اداره ی حقوقی طی نظریه ی شماره ی 5349/7 مصوب (29/11 /1362)در این خصوص چنین پاسخ داده است:«تشخیص اینکه اموال منقول موجود در محل سکنای  زوجین مورد استفاده ی اختصاصی کدام یک از آن هاست مستفاد از ماده ی62قانون اجرای احکام مدنی با مأمور اجرای مربوط است و ملاک تشخیص نیز عرف و عادت معمول می باشد و موردی برای جلب نظر کارشناس نیست و در موردی که اموال مشترک بین زوجین تشخیص گردد تا موقعی که دلیل خلافی نباشد اصولا  ملکیت زوجین نسبت به آن اموال بالمناصفه فرض می شود و در قبال محکومیت هر یک از آن ها نصف اموال مذکور قابل توقیف می باشد»[1]. مأمور اجراء مالی را که فی الواقع ملک اختصاصی زن می باشد را به عنوان مال شوهر و یا مالی را که ملک اختصاصی شوهر می باشد را به عنوان مال زن توقیف نموده باشد در این صورت راه احقاق حق مسدود نمی باشد و هریک از طرفین در مواردی که به نحوی به نظر مأمور اجراء در خصوص تشخیص و توقیف اموال معترض باشد می تواند اعتراض خود را  در قالب ماده ی 147 قانون اجرای احکام مدنی بیان دارد       .

[1] -حسینی، قانون اجرای احکام مدنی در رویه ی قضائی، 1383، ص 147 .