استانداردهای حسابداری

هدف اول از گزارشدهی مالی سنتی افشای دادههای مالی مطابق با چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری میباشد. امروزه بیشتر شرکتها در کشورهای توسعه یافته زیر نظر یک (و در برخی موارد هر دو ) مجموعه استانداردهای حسابداری آمریکا و استانداردهای حسابداری بینالمللی گزارشدهی میکنند. با وجود اهمیت جهانی شان، هر دو مجموعه استانداردهای حسابداری دارای نقصان از جنبههای بازار سرمایه میباشند. برای مثال، استانداردهای مرسوم، آزادی عمل زیادی را برای دستکاری سود مدیریتی فراهم کرده است. همچنین، فرآیند گزارشدهی عطف به ماسبق به معنی این است که دادههای گزارش شده همیشه برای پیشبینی عملکرد آینده قابل اتکا نمیباشند.(این موارد) میتواند موجب فقدان اعتبار از نظر ذینفعان گردد. به علاوه به طور همزمان ، گزارشات حسابداری تقریباً بر دادههای کمی متمرکز میشود. همچنین انگیزههای کلیدی ارزش شرکت، در حوزههای بحرانی تجارت به سرمایهگذاران در مدل حسابداری سنتی گزارش نمیشود.
برای نمونه سرمایه انسانی، روابط مشتری، تغییرات، نوآوری و ابداعات، هزینههای تحقیق و توسعه و شهرت شرکت (بابازاده،79،1389).
اگرچه، در سالهای اخیر، هم تئوریسینها و هم عملگرایان دریافتند که گزارشدهی سنتی دارای نقایص ذاتی است و مدلهای افشای اختیاری سنتی را توسعه دادند. چارچوبهای گزارشگری تجاری، اطلاعات تکمیلی و اضافی را برای گزارشهای مالی سنتی ارتقا میدهد و به سرمایهگذاران کمک میکند که فعالیتهای محرک ارزشی را بهتر تشخیص دهند. هر چند پیشرفت در این زمینه نسبتاً تدریجی به دست آمده، با این حال گزارشگری اختیاری هم اکنون به عنوان بخشی از گزارشگری برون سازمانی شرکت پذیرفته شده است.
افشای اختیاری شرکت در سالهای اخیر، مورد توجه زیادی قرار گرفته است. چنین افشاء سازیهایی میتواند به عنوان افشاء سازی در سطحی از نیازمندی، نماینده انتخابهایی جایز از بخشهای مدیریتی شرکت به منظور فراهم کردن اطلاعات حسابداری و دیگر اطلاعات که فرض میشود برای نیازهای تصمیمگیری استفادهکنندگان صورتهای مالی آنها مربوط میباشد، صورت پذیرد (میک، رابرتز، و گری، 1995، 81). هر چند تمرکز بیشتر تحقیقات، تا کنون در کشورهای آمریکا، انگلستان و کشورهای قاره اروپا بوده است اما در مقابل، تعداد کمی از تحقیقات علاقهمند به ماهیت و وسعت افشای اختیاری شرکتها در کشورهای آسیا گردیدهاند (جرالد و سیدنی، 2002،521).
مطالعات نظری انجام شده در مورد افشای داوطلبانه، فرض وجود اطلاعات قابل اتکاء و صفر بودن هزینه افشاء را نشان میدهد، صرفاً شرکتهایی از افشاسازی امتناع میکنند که بدترین اطلاعات ممکن را دارند. اما در صورت وجود هزینههای افشاء، تنها شرکتهایی که افشای اطلاعات آنها فزونی منافع اقتصادی بر هزینهها را دنبال دارد، به افشاء میپردازند.اغلب بیان میشود که این منافع، شامل منافع بازار سرمایه ناشی از کاهش عدم تفارن اطلاعاتی است.
تحقیقات حسابداری در رابطه با سیاستهای افشاء شرکتها پیدایش خود را با نتایج اصلی گروسمن میلگروم آغاز گردیده است. افشای کامل زمانی حاصل میشود که:
1) افشاء سازی بدون هزینه باشد.
2) سرمایهگذاران بدانند که شرکت دارای اطلاعات محرمانه است.
3) شرکت میتواند از روی اعتقاد خود (حق به جانب) اطلاعات محرمانه را برای سرمایهگذاران افشاء کند.
4)تمام سرمایهگذاران به روش یکسان به افشاء شرکت واکنش نشان میدهند.
5) شرکت میداند که افشاء اطلاعات محرمانهاش با واکنش سرمایه گذاران و دیگر ذینفعان مواجه خواهد بود. افشای کامل با حل کردن این استدلالها صورت میگیرد .
یک شرکت ممکن است ترجیح ندهد که اطلاعات محرمانهاش را افشاء کند، اگر نسبت به واکنش ذینفعان اطمینان نداشته باشد.
هزینههای بالقوه افشای اختیاری برای شرکتها، زیانهای مربوط به رقابت شرکتها، زیانهای مذاکرات (چانه زنی ها) ناشی از افشاء اطلاعات به مشتریان، کارکنان و فروشندگان، دعاوی ناشی از ادعای ناکافی بدون ویژگیهای مناسب افشاء موجب بالا رفتن هزینههای بالقوه افشاء اختیاری برای شرکتها میشود.
مقوله مهم دیگر، اعتبار افشاء اختیاری است. از آنجا که مدیریت برای افشاء اختیاری به نفع خود انگیزه دارد، این که افشای مدیریت قابل اعتماد است، روشن میباشد. به طور بالقوه دو روش برای افزایش اعتبار افشای اختیاری وجود دارد. اول، واسطهها (حسابرسان، تحلیلگران، شرکتهای رتبه بندی ،…) میتوانند در مورد کیفیت افشای مدیریت اطمینان دهند و دوم، از طریق مقایسه افشاهای داوطلبانه گذشته با موارد مندرج در صورتهای مالی، میتوان افشای اختیاری را ارزیابی کرد. برای مثال، پیشبینیهای مدیریت از درآمدها و عایدات میتواند با مشاهدات واقعی مقایسه گردد. این روش هنگامی در ایجاد افشای قابل اتکا موثر است که مجازاتی مناسب برای مدیران عمداً مواردی را افشاء کنند که متعاقباً خلاف آن ثابت میشود، در نظر گرفته شود. در اینجا باید خاطر نشان کرد که سیستم قانونی و نظارت هیات مدیره نقش مهمی در تحمیل این مجازاتها دارد(پارچینی، 1388، 63).
6-3-2 شاخصهای افشاءسازی
بوتوسان شاخصهای خود را مبتنی بر گزارشهای سالانه تهیه شده توسط شرکتها را که برای سهامداران محیا میکنند، تدوین نمود. اقلام انتخاب شده توسط وی برای افشای اختیاری از شاخصهای پیشنهادی انجمن حسابداران رسمی آمریکا توسط کمیته مطالعه گزارشهای مالی اطلاعات سرمایهگذار و انجمن حسابداری کانادا (1991) جمعآوری گردید. شاخصهای مذکور از 5 قسمت کلی به شرح ذیل تشکیل شده بود:
1- اطلاعات پیشینهای
اهداف و استراتژیهای مدیریت، محیط رقابتی ، تولیدات اصلی شرکت و بازارهای اصلی شرکت، که برای سرمایه گذاران مفید است چون مفهومی را برای تفسیر دیگر دادههای مربوط به شرکت فراهم میکند. یک امتیاز اضافی برای هر قلم در صورت افشاء اطلاعات کمی که امکان بازیافت از صورتهای مالی اساسی وجود ندارد، تعلق میگیرد.
2- خلاصهای از نتایج تاریخی
این نوع از اطلاعات در ایجاد امکان تحلیل روندها (تحلیل افقی) کمک میکند. نتایج تاریخی اطلاعات مبتنی بر عدم تناقض در مورد ارائه مجدد گزارش تحصیل، تجزیه سهام و سود سهام را میدهد و معمولا شرکتها این نوع اطلاعات را برای 5 الی 10 سال ارائه میدهند.
3- آمارههای کلیدی غیر مالی
کمیته گزارشگری جنکینز پیشنهاد میکند که آمارههای کلیدی غیر مالی در مورد فعالیتهای تجاری شرکت، که از طریق صورتهای مالی قابل بازیافت نیست، فراهم کننده افشاء اطلاعات مربوطی که برای کسب اطلاعات مهم استفاده میشود، است. سهم از بازار، واحدهای کالای فروش رفته، تعداد کارکنان و… .
4- اطلاعات طرح ریزی شده