دانلود پایان نامه ارشد – ادغام وتجزیه شرکتها درلایحه جدید قانون تجارت ومقایسه آن باقوانین فعلی تجاری

اختلاف بین سهامداران ومدیران شرکت (تئوری نمایندگی)

این اختلاف که به تئوری نمایندگی مشهور است دراصل به تضاد بین مالکان و مدیران می پردازد، تضاد وتصادفی که از دوگانگی اختلاف بین اهداف مدیران واهداف ومنابع سهامداران نشات می گیرد. درحالی که هدف اصلی سهامداران به حداکثر رسیدن ثروت خود ازطریق حداکثر شدن ارزش شرکت است معمولا” دنبال کردن چنین هدفی از سوی مدیران مورد غفلت واقع می شود ودر نتیجه سهامداران نسبت به استفاده از سرمایه و ثروت خود توسط مدیران دچار تردید می شوند. در روابط نمایندگی، هدف مالکان حداکثر سازی ثروت است، لذا به منظور دستیابی به این هدف برکار نماینده نظارت می کنند(مدیر) وعملکرد او را مورد ارزیابی قرارمی دهند. معمولا” تلاش مدیران لزوما” در راستای نیل به اهداف سهامداران به کار گرفته نمی شود و به این ترتیب نوعی تضاد منافع بین آنها بوجود می آید. این معضل که ازسالها پیش مورد توجه سهامداران و کارشناسان حوزه مالی اقتصادی بوده است منجر به این امر گردیده است که برای حل مشکل ازعوامل و ابزارهای انگیزشی استفاده شود که برای شرکت هزینه آور بوده است.

بدین ترتیب می توان انتظار داشت که وجود تضاد منافع درشرکتها بطور معمول وجود داشته باشد؛ زیرا هیچگاه مدیران مالک صد درصد سهام نیستند. حتی هنگامی که مدیران بخشی از سهام شرکت را دراختیار دارند با توجه به اینکه حاصل تلاش ها وتدابیر آنها به طور 100% نصیب خودشان نمی شود ممکن است از تمامی توان خود برای حداکثر کردن ثروت بهره نگیرند. این وضعیت درشرکت های بزرگتر با شدت بیشتری نمود پیدا می کند که مدیران درصدی از سهام را در تملک خود دارند. حال که مالکیت مدیران درشرکت از موضوعات مهمی است که می تواند هزینه ها یا فرصت هایی را درموقعیت مختلف برای شرکت بوجود آورد باید دید چگونه می توان ساختار مالکیتی مناسبی را مورد توجه قرار داد که از یک سو تلاش های مدیریت درراستای تامین اهداف سهامداران باشد و ازسوی دیگر حتی الامکان هزینه های نمایندگی به حداقل برسد.

بحث مدیریت مدیران و ساختار سرمایه از عوامل مهمی هستند که درکنار عواملی مانند اندازه شرکت و هزینه های آن و توسعه شرکت بر ارزش شرکت ها تاثیر مستقیم دارند. با بزرگتر شدن اندازه شرکت به طور معمول مالکیت سهام شرکت گسترده تر و پراکندگی آن بیشتر می شود و در نتیجه سهم مدیران از مالکیت شرکت کاهش می یابد. بدین ترتیب منافع مدیران با خواسته های سهامداران انطباق کامل نخواهد داشت و در نتیجه تصمیم گیری مدیران درجهتی باشد که به جای حداکثر کردن ثروت سهامداران و تاسیس خواسته های آنان بیشتر درمسیر تامین منافع و رفاه مدیران قرارگیرد.

با توجه به این فرض با بالا رفتن درصد مالکیت سهام توسط مدیران و کارکنان شرکت ازطرفی و هماهنگ نشدن و اقناع نشدن سهامداران از این فرآیند باید منتظر یک فرضیه ای بود که دیر یا زود شرکت را گریبان گیر خواهد کرد که آن بحث تجزیه شرکت است، چون هرکدام از سهامداران ومدیران منافع خود را درخطر می بینند وبرای اینکه بیشتر ازاین وضعیت ضرری متوجه خود نشود طرح تجزیه را پیشنهاد می کند و معمولا” هر دو طرف سهامدار ومدیر با این امر موافقت می کنند.[1]

 

 

ب: احتراز از تراکم زیاد امور

از نقطه نظر اقتصادی با وجود اینکه تمرکز و ادغام شرکتها دارای مزایای بسیاری هست لیکن این تجربه حاصل شده است که یک شرکت دائما” و به طور نامحدودی نمی تواند بزرگ شود . بنگاه اقتصادی شرکت پس از رسیدن به مراحلی که در هر نوع فعالیت تفاوت میکند هزینه افزونتر و بازدهی کمتر نشان می دهد. به این جهت رقابت مندی آن دربازارکاهش می یابد ومی تواند مغلوب رقیبان شود. نیاز به تجزیه نیز درهمین مرحله ظهور و بروز می یابد.

دانلود پایان نامه :

تحلیل و بررسی ادغام وتجزیه شرکتها درلایحه جدید قانون تجارت ومقایسه آن باقوانین فعلی تجاری

درگذشته سهامداران و شرکا بر این باور بودند که هر چقدر شرکت بزرگتر باشد می توان کالای بیشتری تولید کرد و می توان بازار را قبضه کرد ، کارمندان بیشتری داشته باشد و محصول با کیفیت بالا تولید وعرضه کرد لیکن درحال حاضر این نظریه جای خود را به تجزیه شرکتها داده به دلایلی چون هرچقدر شرکت بزرگتر باشد مدیریت آن سخت تر است، مفاسد اقتصادی شرکا را بیشتر درگیر می کند، معمولا” کیفیت جای خود را به کمیت می دهد و از این قبیل موارد مدیران را به فکر تجزیه شرکت کرده است.

تجزیه شرکتها عاملی است که شرکا می توانند بهتر امور شرکت را دردست بگیرند، چون مدیرت بهتری وجود دارد درنتیجه کیفیت کالا بالا می رود کاستی ها بهتر دیده می شود واگر شرکت بیمه ملی ایران خود به تنهایی مسئولیت بیمه را بر عهده می گرفت مطمئنا” درروند خدمت رسانی به مشتریان با مشکل روبه رو می شد پس راهکار تجزیه به مدیران این امکان را داد که در چند شرکت بیمه (دانا، تهران، ساختمان و……) تجزیه شود.با کاستن از تراکم زیاد امور خود رضایت تمام مشتریان را جلب کرده است. البته در این بین باید حقوق سهامداران شرکت و طلبکاران اصلی شرکت که قرار است تجزیه شود حفظ شود .

[1] داود جعفری سرشت، بررسی ترکیب مطلوب سهامداری دربازارسرمایه، تحقیق مالی، صص4و5.