اختلالات روانشناختی

نام آزمون مقدار F df فرضیه dfخطا P مجذور اتا
گروه اثر پیلایی 499/0 58/28 4 115 001/0 49/0
لامبدا ویلکز 501/0 58/28 4 115 001/0 49/0
اثر هتلینگ 994/0 58/28 4 115 001/0 49/0
بزرگترین ریشه خطا 994/0 58/28 4 115 001/0 49/0
مندرجات این جدول نیزنشان می دهد سطوح معناداری تمام آزمون ها قابلیت استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره را مجاز می شمارد. این نتایج نشان می دهد که در گروه های مورد مطالعه حداقل از نظر یکی از متغیرهای وابسته تفاوت معنی داری وجود دارد.(001/0 p<، 58/28F=، 501/0= لامبدای ویلکز). مجذور اتا نشان می دهد تفاوت بین گروه ها با توجه به متغیرهای وابسته در مجموع معنادار است و میزان این تفاوت بر اساس آزمون لامبدا ویلکز 49/0است، یعنی 49 درصد واریانس مربوط به اختلاف بین گروه ها ناشی از تاثیر متقابل متغیرهای وابسته می باشد
جدول 10-4 نتایج برونداد تحلیل واریانس تک متغیره متغیر های پژوهش
متغیر وابسته مجموع مجذورات درجه آزادی میانگین مجذورات F P اتا
گروه سلامت جسمانی 008/330 1 008/330 12/45 001/0 277/0
سلامت روانی 07/114 1 07/114 79/12 001/0 09/0
روابط اجتماعی 07/180 1 07/180 79/52 001/0 30/0
سلامت محیط 67/138 1 67/138 64/21 001/0 15/0
برونداد آزمون تحلیل واریانس تک متغیره نشان می دهد بین دو گروه در تمام مولفه های کیفیت زندگی تفاوت معنادار وجود دارد(01/0>P) به عبارت دیگر میزان سلامت جسمی ، سلامت روان شناختی ، روابط اجتماعی و سلامت محیطی گروه آزمایشی در پس آزمون و بعد از مداخله ورزشی نسبت به گروه کنترل افزایش معنادار داشته است (01/0>P). میزان اتا نیز نشان می دهد بیشترین میزان تفاوت استاندارد شده مربوط به میزان روابط اجتماعی گروه ها است(30/0). لذا فرض مذکور نیز تایید می شود.

فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری

1-5-بحث و نتیجه گیری
این پژوهش با هدف بررسی مداخله ورزشی برمیزان عزت نفس، شادکامی و کیفیت زندگی جوانان انجام شده است. پس از بررسی های لازم، نتایج مربوط به آزمون فرضیه ها در فصل چهارم ارائه گردید. در این قسمت به بررسی این نتایج پرداخته می شود.
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی مداخله ورزشی بر میزان کیفیت زندگی، عزت نفس و شادکامی جوانان ورزشکار مبتدی بود. بدین منظور از بین ورزشکاران مبتدی مراجعه کننده به باشگاه بدنسازی شهرستان داراب در تابستان 1392 ،120 نفر به صورت در دسترس انتخاب شده و در دو گروه آزمایش(60 نفر) و کنترل(60 نفر) تقسیم شدند. پس از انتخاب گروه های نمونه، مداخله ورزشی توسط مربی پرورش اندام به مدت 3 ماه بر روی گروه آزمایشی(ورزشکاران مبتدی) اجرا شد. شرکت کنندگان پرسشنامه های کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت ، عزت نفس کوپراسمیت و شادکامی آکسفورد را در پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. داده‌های این پژوهش با استفاده شاخص های آمار توصیفی، آزمون مانوا، و با بکارگیری نرم‌افزاری آماری 16ـSPSS، تحلیل شدند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره حاکی از اثر بخشی مداخله ورزشی و افزایش نمرات شادکامی، عزت نفس و کیفیت زندگی و مولفه های آنها در ورزشکاران مبتدی در پس آزمون بود. در ادامه به بحث در مورد فرضیه های پژوهش می پردازیم.
2-5-تبیین های مربوط به فرضیه اصلی پژوهش
بر اساس یافتههای پژوهش، فرضیه اصلی مبنی بر اینکه « مداخله ورزشی برمیزان عزت نفس، شادکامی و کیفیت زندگی جوانان تاثیر دارد»، مورد تأیید قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که مداخله ورزشی باعث افزایش معنی دار عزت نفس، شادکامی و کیفیت زندگی در گروه آزمایش شده بود، درحالیکه هیچ تغییر معنی داری در پیش آزمون و پس آزمون گروه کنترل مشاهده نگردید. به عبارت دیگر، ورزشکارانی که در تمرینات بدنی و فعالیت های ورزشی شرکت می کنند، در مقایسه با گروه کنترل، از عزت نفس، شادکامی و کیفیت زندگی بالایی برخوردار بودند. این یافته در راستای نتایج پژوهشهای دیگر (برای مثال الاسکی، 2006؛ ایگور و همکاران، 2007؛ تتلی و همکاران، 2008؛ مارتینسن، 2008؛ باکر و فایندلی، 2009؛ امینی، 1390؛ جوکار، 1390؛ موزانتی، 2012) مبنی بر اثر بخش بودن مداخله ورزشی بر افزایش عزت نفس، شادکامی و کیفیت زندگی میباشد.
در یک تبیین کلی باید گفت که تأثیر ورزش و فعالیت های ورزشی و جسمانی بر این مؤلفه ها را نمی توان انکار کرد. فعالیت های ورزشی به روش های مختلف می تواند منجر به افزایش فاکتورهای مثبت شود. یکی از مدل های موجود در این زمینه، مدل روانشناختی سان استروم (1978) است. این مدل فرض می کند که شرکت در فعالیت های جسمانی، توانایی جسمانی را که به طور مثبت خودباوری فرد را تحت تأثیر قرار داده و در نهایت منجر به بالا رفتن عزت نفس فرد می شود، افزایش می دهد. یافته های مختلف نیز ( بوید و هریکو، 1997؛ کوباتا، 2002) نشان می دهند فعالیت جسمانی منجر به افزایش عزت نفس می شود. بدیهی است که افزایش عزت نفس تغییراتی در جهت مثبت در روابط بین فردی و شبکه اجتماعی فرد به وجود می آورد و چنین تغییراتی به نفع سلامت روانی و کیفیت زندگی فرد است.
مدل دیگر در این زمینه، فرضیه حواس پرتی است. در این مدل فرض می شود که فعالیت های ورزشی به عنوان عامل حواس پرت یا عامل رهاکننده فرد از محرکات و احساسات استرس زا عمل می کنند که این امر می تواند منجر به بهبود روان شناختی فرد شود (بارک و مورگان، 1978). واقعیت این است که تداوم بسیاری از اختلالات روانشناختی از قبیل اختلالات اضطرابی، اختلالات خلقی (از جمله افسردگی)، نارسایی در کارکردهای اجتماعی و… به دلیل تمرکز بر تفکرات و نگرش های منفی است. بر این اساس یکی از مداخله های روان شناختی این است که فرد را از تمرکز تفکرات منفی و جنبه های استرس زای زندگی دور نگه دارند که فعالیت های ورزشی نیز همین نقش را به وسیله ویژگی حواس پرتی به خوبی ایفا می کند و فرد را از گرفتار شدن در حلقه معیوب نجات می دهد.
مدل سوم تأثیر فعالیت های بدنی بر سلامت روانی و کیفیت زندگی، مدل زیست شناختی است. در این مدل گفته می شود که علت تأثیر ورزش بر سلامت روانی، تغییرات بیوشیمیایی و زیست شناختی است (احمدی و همکاران، 1385). تحقیقات متعددی نشان داده است که ورزش و تمرینات بدنی آثار مثبتی بر سلامت جسمانی و روانی دارد. بن مک کونویل (2003) نه فاکتور را در ایجاد شادکامی، سلامت روانی و کیفیت زندگی مهم دانسته که یکی از مهمترین آنها پرداختن به ورزش و فعالیت‌های بدنی است. در فراتحلیلی که پلنت و روبین (2006) به منظور بررسی تأثیر ورزش بر سلامت روانی انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که تمرینات ورزشی موجب بهبود خلق و خوی سلامت روانی، افزایش خودباوری و عزت نفس افراد شرکت کننده می گردد.
1-2-5-تبیین یافته های مربوط به فرضیه اول پژوهش