آموزش مهارت های زندگی در بین برنامه های کودک تلویزیون

کارکردهای اجتماعی رسانه آن چنان با رفتارهای روزمره در هم آمیخته شده اند که ما به ندرت از آنها آگاه می شویم. فرآیند عادی شدن رسانه ها به این معنی است که مردم در زندگی روزمره، وجود رسانه ها را ضروری و طبیعی فرض می کنند و رسانه ها امروز بخشی از محیط و زندگی روزمره     شده اند، مردم امروزین وقت زیادی از زندگی روزمره خود را صرف استفاده از رسانه های جمعی      می کنند و رسانه ها از این طریق به زندگی روزمره ما شکل می دهند و رسانه ها زمان و مکان را در زندگی ما تسخیر کرده اند. امروزه همه ما در محیطی مملو از رسانه های همگانی زندگی می کنیم. رسانه های همگانی از صبح تا شب در اطراف ما دیده می شوند و نقش رسانه ها در زندگی ما انکار ناپذیر است. اتفاقات، افکار و مفاهیمی که افراد با آنها تفکرات و نظرات خود را در مورد واقعیت اجتماعی سازمان می دهند، تا حدود زیادی از رسانه ها گرفته می شود.

استفاده از رسانه به شکل های متعدد با زندگی روزمره ما عجین شده است این مسئله به ویژه در مورد تلویزیون که همراه همیشگی زندگی خانوادگی است ، مصداق دارد ( مک کوایل ،1384 : 148).

مردم درباره زندگی روزمره اشان در محیط هایی که به سرعت در حال تغییرند تصمیم می گیرند و با تعداد زیادی از گزینه ها برای انتخاب کردن مواجه می شوند که از طریق رسانه ها به آنها عرضه    شده اند .

در بین عوامل مختلف اجتماعی شدن خانواده ، گروه همسالان، گروه کار ، دین و غیره رسانه های همگانی نوع مدرن عوامل اجتماعی شدن هستند. رسانه ها نقش های متفاوتی ایفا می کنند، برای مخاطبان منشا سرگرمی و اطلاعات هستند در حالی که برای کارگزاران رسانه ها ، رسانه یک صنعت است که شغل، درآمد و غیره ایجاد می کند. برای مالکان رسانه ها، رسانه ها منبع سود و قدرت سیاسی هستند در حالی که برای جامعه در سطح  وسیع و کلی ، رسانه ها ابزار انتقال اطلاعات و ارزش های اجتماعی شدن هستند. بیشتر تحقیقات انجام شده در حوزه خاص تماشای تلویزیون و اجتماعی شدن کودکان و نوجوانان نشان می دهد که کودکان از حیث اجتماعی از تماشای برنامه های آموزشی منتفع  می شوند همان طوری که شاید از زیان های تماشای برنامه های خشن نیز بهره مند گردند.

این بررسی ها صرفا این تئوری را تایید می کند که تلویزیون ، فقط واسطه و رسانه ای که بر اجتماعی شدن بچه ها تاثیر می گذارد نیست بلکه در محتوای آنها برنامه های خشن و درگیری های و سایر موضوعات بیرونی مانند اینها قابل مشاهده است.

رسانه های جمعی عاملی قدرتمند در اجتماعی شدن هستند ، برای جامعه شناسان اهمیت رسانه ها در محتوای پیام ها محدود نمی شود. رسانه ها در چگونگی یادگیری ما درباره جهان و تعامل با یکدیگر تاثیر نهند و رسانه ها حقیقتا” واسطه و رابطه ما با نهادهای اجتماعی هستند.

رسانه ها اغلب به عنوان پلی بین زندگی خصوصی و شخصی ما و جهان عمومی عمل می کنند ما خودمان و جایگاه مان در جامعه را از طریق رسانه های جمعی می بینیم ، به همین علت است که اگر   می خواهیم چگونگی کارکردهای اجتماعی را بفهمیم باید به رسانه ها توجه کنیم .

تماشای تلویزیون و اجتماعی شدن موضوعی است که براساس آن تلویزیون با پخش اطلاعات مربوط به قواعد و اصول رفتار اجتماعی ، به طور مستقیم رفتار آشکار افراد را شکل می بخشد (همان منبع).

رسانه ها از عاملان مدرن اجتماعی شدن هستند یا به تعبیر گربنر عاملان کاشت یا پرورش ، واقعیت آن است که تحلیل سنتی کاشت فقط به تلویزیون مربوط می شد و نه برون داد همه رسانه ها در یک زمان معین ، بر این اساس تحلیل کاشت را شاید به عنوان یک فرآیند خاص اجتماعی شدن تلقی نمود. کاشت یکی از چندین فرآیند است که از طریق آن در یک کنش متقابل پیچیده با عاملان و کنشگران متفاوت ما به یک دفاع جامعه تبدیل شده است و در جامعه مشارکت می کنیم. تئوری کاشت به میزان زیادی پشتیبان و حامی فرضیه های تلویزیون به عنوان یک عامل اجتماعی شدن است. در اینجا روی رسانه ها به عنوان عوامل کاشت تاکید خواهد شد. رسانه ها در این چارچوب بر اجتماعی شدن افراد ، پرورش آنها و به عبارتی ساختن و ارائه الگویی از سبک زندگی تاثیر می گذارند.

 

 

2-3-9-1- استفاده اجتماعی از تلویزیون

روزنگرن وینداهال[1] در مرور خود بر یافته های تحقیق  دراز مدت هیات تلویزیونی سوئد درباره رشد کودکان ، مدارک بسیاری بدست آوردند که الگوهای پیچیده و متعدد از رابطه بین استفاده از تلویزیون با سایر فعالیت های اجتماعی را نشان می دهد. اینان در کل روابطی مثبت بین تماشای تلویزیون از سوی کودکان و تعاملات اجتماعی آنها کشف کردند. گبینز و بوریمر چهار نقش را برای رسانه در زندگی روزمره قائل هستند ، نخست رسانه ها به فرآیند ساختن هویت کمک می کنند. عمدتا” از طریق رسانه هاست که مردم انگیزه پیدا می کنند تا دوباره این موضوع که آنها می خواهند چه کسی باشند یا چه کسی بشوند فکر کنند این انگیزه بخشی رسانه ها کاملا متناقض است رسانه ها به هیچکس قاطعانه نمی گویند این روش توست یا تو باید اینگونه رفتار کنی بلکه آنها دائما چیزهای متفاوتی به ما می گویند و  این وظیفه ماست که بین این  پیام ها دست به انتخاب و گزینش بزنیم. از میان خروجی متنوع و پیچیده رسانه ها مردم به آنها پیام هایی گرایش پیدا می کنند که برای آنها مناسب به نظر می رسد. در حقیقت تجربه زیبایی شناختی و فرهنگی خروجی  رسانه ها امکان ویژه ای  برای خود اندیشی فراهم  می کند (مهدی زاده ،1384: 104-96).

در اینجا به نظر می رسد این موقعیت که امروزه زندگی بدون تلویزیون میسر نیست را باید پذیرفت و عمق نفوذ آن بر ساخته شدن هویت ، روابط اجتماعی ، تحصیل ، شیوه زندگی و فعالیت های روزمره نوجوانان باید باور نمود.

[1] – Rosengern Windahl